افسانه آنلاین



راه حل نهایی

1 1 1 1 1 امتیاز خبر: 0.00
تغییر اندازه متن

حمید مقدس فرد:  مدل و یا سبک خشونت های اجتماعی درایران به تازگی گرایش به گونه های خام و شبه نظامی را نشان می دهند. از درگیری طایفگی درتوابع رامهرمز درچند روزپیش که باسلاح های نظامی بوده تا اقدام یک مرد به  اسید پاشی گروهی بر اعضای یک خانواده درپارکی درتهران تا درگیری با سلاح سرد میان موتورسوار و دوره گرد و حل اختلاف با اسلحه میان دو دستفروش درحاشیه زرقان،تمایل کاربران خشونت را به شدیدترین روش های واکنشی به محرک های محیطی ودرونی رونمایی کرده است. اینان با آستانه تحمل ناچیز در برابر آن محرک ها با زمینه تربیتی تقدیس خشونت درهمه شکل های آن  ودرجامعه ای که فقر فرهنگی و معیشتی به هم پیچیده اند  به مشت آهنین برای حل اختلاف یا پیش بردن خواسته خود و یا ارضای پرخاشجویی باور دارند. زمینه خشونت ها را نارسایی های کهنه شده  درنهادهای حقوق اجتماعی ومدنی تقویت کرده اند. در روستاها نهادهای قدیمی حل اختلاف کارایی گذشته را ازدست داده اند  و جوان ترهای عصبی از ریش سفیدها حرف شنوی ندارند. چون نهادهای همکاری مدنی وتعاونی هایسنتی، به روز نشده اند وبافت اجتماعی واقتصادی روستاها به خاطر تغییرسبک زندگی و مهاجرت تضعیف شده است. نتیجه ضعف انسجام اجتماعی ومنطقه ای وناتوان شدن اقتصاد روستایی به خاطر استحاله آنها درفراگرد شهری سازی ناقص  بوده که به ناگزیر گرایش به خشونت را گزینه نخست درحل اختلاف ها کرده است. همین گزینه درمیان حاشیه نشین های شهری هم در ردیف نخست واکنش ها به اختلاف ها و رقابت ها و حس عقب ماندگی است . چون در ساختار شهری هم نهادهای اداری و حقوقی برای حل اختلاف یا پیشگیری نه تنها فعال نیستند که روش کنترل و ادارهدستگاه هایی مانند شهرداری هم خشن وخشونت ساز و تبعیضی بوده است . کتک زدن دستفروش ها و برهم زدن بساط آنها به خاطر بند آوردن گوشه ای ازخیابان یا پیاده رو درهمان حالی روش ثابت بوده که بساز و بفروش ها همه کوچه ها و خیابان ها را به کارگاه ساختمانی تبدیل کرده ودست کم نیمی ازفضای گذرها را با مصالح و نخاله ها و کامیون ها اشغال کرده اند و با گرد و خاک و آلودگی صوتی صدها برابر دستفروش ها مزاحمت ایجاد کرده اند و کسی مانع آنها نیست. اینها سیگنال های تحریک کننده ای را از زیر پوست خشنی می فرستند که از قانون ونهادهای حقوقی کافی برای مدنی سازی روش های برخورد خبری نیست و کسانی را که اختلاف دارند تشویق به خشونت می کند. اینها در این رفتار از رفتار الگویی شده درجامعه ای پیروی می کنند که سال های طولانی خشونت و مرگ ازتریبون های عمومی آن ترویج می شود. رسانه های خاکستری هم به این فرایند دامن می زنند . حجم بیشترخبرهای تلویزیون را جنگ و خونریزی گرفته است. بیشتر  سریال های تلویزیونی و سینما هم اکشن و جنگی و گانگستری شده اند که حلقه تکمیلیشان بازهای کامپیوتری پر از جنگ و خشونت و اسلحه است. تلویزیون حتی یک فیلم تربیتی نشان نمی دهد وسهم سینما ازکمدی با ارزش و فاخر و فیلم های کودک ناچیز است و شادی و تفریح هم که دچار قحطی شده است . اینها نمادهای یک جامعه پادگانی شده است که  خشونت را بهترین و ممکن ترین راه حل می داند چون از نهادسازی مدنی و حقوقی عاجز است و نمی تواند باورها و ارزش های مدنی و حقوقی را  درونی کند. اگر دستفروش ها اتحادیه مستقل  و آن روستاییان اتحادیه های منطقه ای داشته باشند که با قانون حمایت شود انگیزه و بهانه ای برای کاربری اسلحه پیدا نمی کنند . مشکل این است که در رویه های  قضایی وحقوقی موجود این رفتارها را فقط با رویکردهای تنبیهی سخت پاسخ می دهند ولی برای رفع نارسایی های ساختاری حقوقی کارینمی کنند. کسانی که دست به خشونت می زنند یا احساس بی پناهی و نبود حمایت قانونی می کنند و با اقدام شخصی به دنبال گرفتن حق خودشان هستند و یا نارسایی های قانون درموردهایی مانند اسید پاشی و یا خشونت برضد کودکان وخشونت های خانگی ، آنها را جسور می کند. راه حل دراصلاح ساختارهای حقوقی وسخت گیری قانون درخشونت های خانگی وخیابانی  وتصویب و اجرای قانون سلاح سرد وجمع آوری سلاح های گرم وتقویت نهادهای مدنی وبهبود روش های رسانه ای و آموزش ضد خشونت  به ویژه به زنان و مادران است که می توانند پیشگام مدنی سازی از رفتارها و رویکردها باشند. نکته مثبت این است که خشونت الگوی رفتاری یک اقلیت کوچک شونده است و اکثریت خشونت را رد می کند و به روش های مدنی گرایش دارد. این بزرگترین سرمایه اجتماعی برای اصلاحات زیربنایی درساختارحقوقی وسیاسی به عنوان راه حل نهایی خشونت هاست.

omidndh@gmail.com


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

tablighat

tablighat