افسانه آنلاین



زوج هنری «چایی راند آخر» در نشست تخصصی «چای قندپهلو» روزنامه افسانه/ آب باریکِ تئاتر برای بچه های نمایش

1 1 1 1 1 امتیاز خبر: 0.00
تغییر اندازه متن

 

زوج هنری نمایش «چایی راند آخر» که  اجرای خود را در تماشاخانه استاد سپاسدار پشت سر گذاشت مهمان نشست «چای قند پهلو» روزنامه افسانه شدند. امیربهبودنیا و شهرزاد بداغی که بهانه آشنایی ازدواجشان تحصیل در رشته نمایش دانشگاه بروجرد است حالا هم در کنار هم تئاتر کار می کنند و بر خلاف بسیاری دیگر از بچه های نمایش شغل دوم و سوم ندارند. به همان «آب باریک» کار در عرصه هنرهای نمایشی راضی هستند و حالا نمایشی را روی صحنه دارند و نمایشی دیگر را برای جشنواره استانی که چیزی تا برگزاری آن باقی نمانده، آماده می کنند. 
اجرای نمایش «چایی راند آخر» از سوم شهریور آغاز شده و تا نوزدهم این ماه ادامه دارد، نمایشی که سال گذشته هم در جشنواره تئاتر فجر حضور داشت و نظر منتقدان را به خود جلب کرد. بهبودنیا نویسنده و کارگردان این نمایش است؛ نمایشی که مثل نام گروه «میست» معماگونه است و مخاطب را در مقابل پازلی دشوار قرار می دهد اما در حدود یک و نیم ساعت تکه های پازل با درایت متن و کمک طراحی صحنه،  کنار هم چیده می شود.
 فرزاد نام آوری، مژده غازی، شهرزاد بداغی و سعید نظری بازیگران این نمایش، مهسا مهدی زاده دستیار کارگردان، آرزو نجف زاده طراح لباس، موژان حسن پور منشی صحنه، آرمیتا بن راضی نوازنده، عرفان شمس و امیر حسین صفی شاهی مدیران صحنه و حدیث خادمی مدیر اجرایی این نمایش هستند. حسین فیروزی، بهنام میرزا هاشمی و امیررضا خوش سیما آهنگسازی آن را بر عهده دارند. استقبال از این نمایش بهانه ای شد تا امیر بهبود نیا و همسرش شهرزاد بداغی بازیگر «چایی راند آخر» دو ساعت مهمان نشست «چای قندپهلو» روزنامه افسانه باشند.
*به نظر می رسد شما هم مثل خیلی از نمایشنامه های این روزها سراغ درونمایه خیانت رفتید؟
بهبودنیا: شاید در نگاه اول خیانت به نظر برسد اما تم اصلی شک و تردید است. «فربد» خودش را  در «کریمِ» 10 سال بعد می بیند و تصمیم می گیرد اشتباهی مرتکب نشود که پشیمانی به بار بیاورد. 
* از کی ایده «چایی راند آخر» شکل گرفت؟
بهبودنیا: سال 1392 جرقه آن در ذهنم زده شد و از همان ابتدا قصد داشتم آن را به صورت کارگاهی به روی صحنه ببرم.  بنابراین با تشکیل تیم 4 نفره بازیگران با دستمایه قرار دادن داستان اصلی و دیالوگ های بداهه در سال 1393 به متن اولیه رسیدیم. اردیبهشت پارسال متن نهایی را نوشتم تمرینات را جدی تر آغاز کردیم تا اینکه امسال فرصت اجرا فراهم شد.
*چرا بر تولید یک اثر کارگاهی تأکید داشتید؟
بهبودنیا: در سال 1391 نمایش «کلم خورها» را  در دانشگاه بروجرد به همین صورت کار کردیم که تجربه موفقی بود و به دنبال تکرار آن بودم.  این نمایش را حالا همسرم (شهرزاد بداغی) برای جشنواره تئاتر استان آماده کرده است.
*اسم گروهتان «میست» هست. چرا؟
بهبودنیا: «میست» به معنای وهم و هوای مه آلود است. من چون نوشتن در فضاهای معماگونه را دوست دارم این اسم را برای گروه انتخاب کردم. 
*گروه از چه زمانی شکل گرفت؟
بهبودنیا: این گروه را در سال 1387 در اصفهان با اجراهای خیابانی شکل دادم که متشکل از خودم و احسان شهبازی بود. بعد از آن در سال 1392 باردیگر آن را با نمایش «بعد از یک ماه و چهار روز و 24 ساعت» تشکیل دادم که در سال 1393 نمایش کودک و نوجوان «آدما می تونن بد باشن، دیوا می تونن خوب باشن» و بعد هم نمایش «چایی راند آخر» و «کلم خورها» فعالیتمان ادامه یافت.
*از خودتان بیشتر بگویید.
بهبودنیا: متولد 1362 و فارغ التحصیل رشته کارگردانی از دانشگاه بحرالعلوم بروجرد و ادبیات نمایشی دانشگاه هنر شیراز هستم. 
*خوب خانم بداغی شما از خودتان بگویید.
بداغی: تئاتر را از سال 1386 آغاز کردم و در سال 1388 همکلاسی همسرم در بروجرد شدم. بعد هم از دانشگاه هنر و معماری تهران لیسانس کارگردانی تئاتر گرفتم. از اوایل دهه 90 به طور جدی آموزش تئاتر به دانش آموزان در مدارس را دنبال می کنم. معتقدم تئاتر علمی و آکادمیک باید از مدارس پایه ریزی شود. کارم را با مدارسی آغاز کردم که مدیران آن به این باور رسیده بودند که تئاتر تفریح و تفنن نیست و می توان از آن برای ایجاد روحیه اجتماعی و اعتماد به نفس در دانش آموزان به بهترین شکل بهره برد. 
*بازیگری چه نقشی در یک اجرای خوب دارد؟
بداغی: من سخت باور دارم سرمنشأ یک بازی خوب، یک متن قوی است. بازی بهترین بازیگران هم با یک متن ضعیف و متوسط پایین کشیده می شود و بدون آن بازیگر نمی تواند خودش را روی صحنه نشان دهد.
* بازی در «چایی راند آخر» تجربه متفاوتی بود؟
بداغی: بله. به دلیل کارگاهی بودن کار، در بسیاری از دیالوگ ها خودمان به عنوان بازیگر نقش داشتیم و همین باعث شده بود با تمام وجود متن را درک کنیم. بازخوردی هم که از تماشاگران با فرم نظرسنجی گرفتیم نشان می داد نقطه قوت کار متن قوی است.
*با این که می گویند بازیگر باید بهترین دروغگو روی صحنه باشد موافقید؟
بداغی: با دروغ گفتن یعنی ادای شخصیت ها را درآوردن کاملاً مخالفم. اما اگر دروغگویی روی صحنه ذوب شدن در شخصیت نمایش باشد خوب طبیعتاً درست است. مخاطب امروز باهوش است و نمی شود او را فریب داد. او امروز با متن و بازی ها درگیر می شود و همذات پنداری می کند. من هم تلاش می کنم تحقیق زیادی درباره شخصیت هایی که بازی
 می کنم داشته باشم و به نوعی مدت ها با آن درگیر می شوم. در این نمایش هم با توجه به زمان طولانی تمرین و اجرا کاملا انس گرفتم.
* بازی در شخصیت «ثریا» چه ویژگی و دشواری هایی داشت؟
بداغی: این شخصیت در نمایش حتی یک لحظه شادی و لبخند را تجربه نمی کند. شخصیتی عصبی، ناراحت و غم انگیز دارد. علاوه بر این ویژگی بازی در دو سن متفاوت هم سختی هایی داشت که در مجموع دوستش داشتم.
*آقای بهبودنیا! باز هم به درونمایه برگردیم و انتخاب موضوع کلیشه ای شک و خیانت.
بهبودنیا: ببینید. به نظر من در جامعه بسیاری از ارزش ها تغییر کرده است. مثلاً روزی وفاداری و حیا ارزش بود ولی امروز دیگر مثل گذشته نیست و طبیعی است که تئاتری ها هم زیاد به این موضوعات بپردازند. در برخی جوان ها تعدد رابطه افتخار و دروغ عادت شده است. این موضوع مدت ها ذهن من را به خود مشغول کرده بود که چرا جامعه به این سمت  رفته است و ایده داستان کلید خورد. شعار نمی دهم اما ماهواره و سریال هایی با موضوع عشق های مثلثی بی تأثیر نبوده است. معتقدم روان هایی که بیمار می شوند جامعه را بیمار می کنند و البته برعکس جامعه بیمار موجب معضلات اجتماعی و بیماری روان می شود.
* شما هم معتقدید متن خوب بر بازی ارجحیت دارد؟
بهبودنیا: از یک متن خوب به یک اجرای مناسب می رسیم. یکی از نقاط قوت «چایی راند آخر» متن آن است که در یک اثر کارگاهی همه اعضای گروه در شکل گیری آن نقش داشته اند.
* طراحی صحنه متفاوتی در این نمایش داشتید. 
بهبودنیا: به نظرم از زمانی که ارسطو بحث «منظر نمایش» را مطرح کرد تا به امروز طراحی صحنه جزء جدایی ناپذیر نمایش است گرچه برخی امروز به آن اعتقاد زیادی ندارند معتقدم طراحی صحنه کمک زیادی به وضوح متن و باورپذیری نمایش نزد مخاطب دارد. در واقع این چینش مناسب صحنه است که با ارائه خطوط راهنما به تماشگر کمک می کند گره ها را باز کند. در «چایی راند آخر» طراحی صحنه کمک زیادی به روشن کردن زیرمتن معماگونه آن می کند و به همین دلیل بر آن تأکید داشتم. زیرمتن این نمایش درگیری است که با نشان دادن فضای خانه در یک رینگ بوکس آن را القاء می کنیم.
*خانم بداغی! از بازی با سایر بازیگران راضی بودید؟ 
بداغی: بله. به ویژه سعید نظری که بازیگر بسیار بااخلاقی است و انرژی لازم را به بازیگر مقابل و سایر بازیگران می دهد. دو بازیگر دیگر نمایش هم بسیار خوب بودند و مردم از اکشن ها و واکنش های آنها ابراز رضایت می کردند.
* تئاتر خوب چه شاخصه ای دارد؟
بداغی: خودم نمایشی را دوست دارم که با متن آن درگیر شوم و بعد از اتمام اجرا بتوانم حداقل چند کلمه درباره آن با دیگران صحبت کنم. 
بهبودنیا: استادی در دانشگاه داشتیم که می گفت یک اثر نمایشی باید مثل تخم فاخته باشد. فاخته در لانه دیگر پرندگان تخم می گذارد. در ابتدا تخم و جوجه شبیه سایر جوجه های پرنده میزبان است اما بعد از به دنیا آمدن و خوردن غذای بیشتر از سایر جوجه ها رشد بیشتری دارد و همه لانه را پر می کند. متن و بازی های نمایش هم در ابتدا مثل همین تخم فاخته در ذهن مخاطب گذاشته می شود اما باید به مرور آنقدر رشد کند که همه ذهن تماشگر با آن درگیر شود.ما «چایی راند آخر» را حتی در حین اجرا چندین بار روتوش و اصلاح کردیم (بعد از دیدن واکنش مردمی که در بین آنها می نشستم) تا بیشترین اثرگذاری را ایجاد کنیم.
بداغی: باید این را بگویم که با توجه به فضای معماگونه «چایی راند آخر»، مخاطب حتی نباید یک دیالوگ با اَکت بازیگران را از دست بدهد وگرنه تا انتها در فضای وهم باقی می ماند و گره ها برایش باز نمی شود.
*خوب اگر موافق باشید و صحبتی درباره «چایی راندآخر» باقی نمانده سراغ وضع تئاتر در کشور و به ویژه استان فارس برویم و این سؤال کلیشه ای که چرا تئاتر را فقط تئاتری ها می بینند؟!
بهبودنیا: خب تئاتر در سبد خانوار جایی ندارد و این فقط تقصیر مردم نیست. دوستی دارم که می گوید با حمایت های دولتی و همین طور بخش خصوصی بلیت تئاتر در اختیار مردم قرار می گیرد تا ذهن جامعه با دیدن تئاتر عجین شود.البته باید این را بگویم که در سال جاری و سال گذشته و نامگذاری این دو سال به نام «تئاتر» اتفاقات بهتری در حال روی دادن است. آمار فروش ها در همین شیراز هم رشد خوبی داشته و کارهایی حتی تا 18 میلیون تومان هم در دو هفته فروش بلیت داشته است. این موضوع البته وظیفه بچه های تئاتر را سنگین تر کرده است. چرا که نباید مخاطبی که برای اولین بار به سالن تئاتر می آید با یک کار غیرمردمی و ضعیف از مراجعه به سالن خودداری کند. 
بداغی: به نظر من هم این روزها مردم به مرور دارند تئاتر را می پذیرند و همانطور که همسرم گفت از آمار و ارقام فروش پیداست. تا چندی پیش مردم فقط تئاترهایی که جنبه طنز داشت را می دیدند؛ کارهایی که گاه به مرز لودگی هم کشیده می شد اما استقبال از نمایش های جدی و ملودرام های اجتماعی نشان دهنده بالا رفتن سواد بصری و شنیداری مردم است.
بهبودنیا: قرار نیست به هر قیمتی مردم را خنداند تا آنها به سالن های تئاتر بیایند. اگر نمایش خوب باشد با روح فرهنگی و هنری که در ایرانیان سراغ داریم حتما تئاتر به معنای واقعی در جامعه به جایگاه خود می رسد.
*پس همانطور که گفتید وظیفه سختی بر عهده شما تئاتری ها است. حالا که مردم به تئاتر اعتماد کرده اند انتظار دارند کار خوب ببینند.آیا با این شرایط موافق روی صحنه رفتن متن های نویسندگان جوان هستید؟  این بیم نمی رود مخاطبی که برای اولین بار به سالن می آید با دیدن یک کار ضعیف دیگر نیاید و دیگران را هم از تئاتر دیدن دلسرد کند؟
بهبودنیا: بله. تئاتر از یک نظر مثل مکانیکی است که هر چقدر بیشتر تمرین و تجربه کنیم به مهارت بیشتری دست می یابیم و با دهان به دهان شدن تخصص مشتری های بیشتری سراغمان را می گیرد. هر چقدر بیشتر بنویسیم و نمایش های بهتری اجرا کنیم مردم اقبال بیشتری به هنرهای نمایشی خواهند داشت. من موافق این موضوع هستم که جوانان دست به کار نوشتن شوند اما تا زمانی که کار خوب و نرمالی آماده نکردند رو صحنه نیاورند. در واقع مشق هایشان را در خانه انجام دهند و بعد مردم را به دیدن بهترین اثرشان که به پختگی لازم رسیده است دعوت کنند.
بداغی: من هم موافق روی صحنه رفتن متن های بومی هستم. گرچه شاهکارهای هنری جهان باید روی صحنه باشد اما این کارها صرفاً 
نمی تواند دغدغه های مردم را روی صحنه نشان دهد. بنابراین نویسندگان باید با اعتماد به نفس و تمرین و ممارست متن های خودشان را روی صحنه ببرند و نتیجه تجربه های خود را در کارهای بعدی ببینند.
*جای ادبیات کلاسیک ما در متن های نمایشی خالی نیست؟
بهبودنیا: ادبیات ما به ویژه در شعر در جهان کم نظیر است اما در نثر به ویژه در دوران معاصر خیلی حرفی برای گفتن نداریم. امروز نمی توان حرف های شاهکارهایی مثل گلستان و مثنوی و خمسه نظامی را به همان فرمت روی صحنه زد. ما نیازمند دراماتیزه شدن متون کلاسیک خود هستیم که متأسفانه کار جدی روی آن انجام نشده است. 
*از انجمن نمایش استان راضی هستید؟
بهبودنیا: به نظرم در دو سال اخیر به ویژه در بحث آموزش اتفاقات خوبی افتاده است. اساتید بزرگی همچون کیومرث مرادی، ایوب آقاخانی، علی جعفری و ... در این دو سال به شیراز آمده اند و اثرات خوبی داشته اند.
البته با وجود تلاش آقای صادقی (رئیس انجمن) و همکارانشان هنوز به ایده آل نرسیده ایم ولی شرایط بهتر از گذشته است.
*چرا بچه های تئاتر هیچ وقت از شرایط موجود راضی نیستند؟!
بهبودنیا: این به ماهیت هنر تئاتر برمی گردد. ببینید! برای همه هنرها متر و معیار وجود دارد. مثلاً کسی نمی تواند بگوید من موسیقیدانم و حتی از ریتم و ملودی چیزی نداند. در سایر هنرها هم همینطور و شخص مدعی خیلی زود رسوا می شود. ولی در تئاتر خیلی ها ادعای بازیگری می کنند و با نشان دادن اداهایی که مثلاً بازی است شاید بتوانند برخی را هم متقاعد کنند گرچه آنها هم بعد از مدتی در صحنه جدی تئاتر حرفی برای گفتن ندارند. همین نبود مرزبندی میان افراد حرفه ای و تحصیلکرده با افراد مدعی باعث شده است بچه های تئاتر با دید شک به مسائل نگاه کنند. البته ماهیت تئاتر هم حرکت رو به جلو و پیشرفت است و همین باعث می شود هیچ وقت قانع نشوند. اما اگر منظورتان عدم رضایت از سایر شرایط است باید بگویم هنوز بچه های تئاتر از حداقل های لازم هم به طور مطلوب و استاندار برخوردار نیستند تا احساس رضایت نسبی داشته باشند.
*سؤال آخر اینکه امرار معاش شما زوج هنری از نمایش است یا مثل خیلی دیگر از تئاتری ها شغل دوم و سوم دارید؟
بهبودنیا و بداغی!: دقیقاً شغل ما تئاتر است و فقط آب باریکی  می گذرد. البته ما با آموزش در مدارس، نویسندگی و طراحی صحنه نمایش و فیلم هم روزگار می گذرانیم اما باید این واقعیت را پذیرفت که هنوز تئاتر و به طور کلی هنر نمی تواند نقطه قابل اتکا و مطمئنی برای زندگی باشد.
*ممنون که در «چای نقد پهلو» مهمان روزنامه افسانه بودید.
ما هم ممنونیم از اینکه نشست های تخصصی یک روزنامه فقط به سیاست و مهمان کردن مدیران اختصاص ندارد و هنرمندان هم در آن جایی دارند.