افسانه آنلاین



جزئیات کنسرت حافظ و شهرام ناظری در شیراز اعلام شد / «ناگفته» های «آواز پارسی» در یادگار کریم خان

1 1 1 1 1 امتیاز خبر: 0.00
تغییر اندازه متن

بوی نم بیداد می کند و صدای «حافظ» می پیچد در دالان های حمام! حمام ارگ کریم خانی دیروز پای حرف ها و «ناگفته» های حافظ ناظری نشست. حرف هایی که گاه به قول شیرازی ها رنگ «گِلِّگی» و دلخوری به خود می گرفت و گاه حس ایران دوستی اش گل می کرد. فرزند شهرام ناظری که حالا با آواز پارسی به شیراز آمده است، مکانی تاریخی را برای نشست خبری این پروژه موسیقایی انتخاب کرده بود مثل دفعه قبل که کنفرانش خبری پروژه «ناگفته» را برده بود به آرامگاه خواجه اهل راز. شاید می خواهد حتی مکان گفت و شنود رسانه ای هم از جنس آواز پارسی باشد. از حرف هایش همین بر می آمد: «پروژه آواز پارسی که پنجشنبه و جمعه این هفته برگزار می شود تلاشی برای ارائه آواز ایرانی با لحن پارسی و به دور از الحان عربی است.»

حافظ ناظری البته خیلی ادعای کم نظیر بودن پروژه اش را ندارد و معتقد است: «تاریخ درباره ضعف و قوت هر اثر هنری قضاوت می کند.» با این حال آن را «اتفاقی جدید» در موسیقی ایرانی توصیف می کند که استقبال خوبی از اجراهای پیشینش شده است.

او می گوید: «شعور موسیقایی مخاطبان ایرانی، تلاش زیادی که برای این اثر شده و حضور من و پدر به عنوان دو نسل از موسیقی ایران آواز پارسی را برای مردم جذاب کرده است.»

«حس حماسی» موضوعی است که «حافظ» ادعا می کند در صورت حضور یافتن در کنسرت، هر ایرانی آن را با تمام وجود لمس می کند و وعده
می دهد هیچ یک از اجرای این کنسرت مثل هم نباشد.

این خواننده می گوید: «برخی از قطعات این شاهنامه خوانیِ موسیقایی مثل داستان ضحاک کاملا بداهه است و بر اساس دریافت انرژی از فضا و مخاطبان اجرا می شود و همین موضوع موجب تفاوت اجراهای ما است.»

ناظریِ جوان معتقد است باید به ماهیت دستگاه های موسیقی ایرانی احترام گذاشت و پایبند بود اما نباید فقط به کلیشه ها پرداخت. او «تابوشکنی» در تلفیقِ موسیقی ایرانی و کلاسیک و ادغام دل انگیز این دو ژانر موسیقی را از اتفاقات تازه «آواز پارسی» می داند.

در میانه های نشست بود که گلایه های «حافظ» آغاز شد آنجا که خبرنگاری از او درباره امکان کیفیت نامطلوب صدا در فضای باز باغ عفیف آباد پرسید که در پاسخ گفت: پروژه هایی مثل «آواز پارسی» بسیار سنگین هستند و باید بتوان حداقل بیش از 2هزار نفر را در هر اجرا میزبانی کرد. ضعف زیرساخت های شهرستان ها و نبودِ سالن های بزرگ، چاره ای جز اجرا در فضاهایی مثل باغ عفیف آباد برای ما نگذاشته است.

ناظری البته این را هم گفت که «در کنسرت آواز پارسی تمام تلاش تیم اجرایی و خودش بر این موضوع متمرکز شده است که شبی به یاد ماندنی بر ذهن مخاطبان شیرازی نقش ببندد.»

«اجرای شاهنامه فردوسی در موسیقی ایرانی، برای نخستین بار توسط من و استاد شهرام ناظری، از سال 2007، در معتبرترین سالن های جهان آغاز شد و بازتاب خبری آن در بزرگترین رسانه های جهان منعکس شد. دلیل مورد استفاده قرار نگرفتن اشعار فردوسی این بوده است که کمتر کسی میتواند اشعار شاهنامه را همراه موسیقی بخواند زیرا اجرای اشعار حماسی فردوسی بسیار متفاوت تر از اجرای اشعار سایر شاعران بزرگ است.»

او سخنانی هم با صراحت درباره فضای موسیقی کشور مطرح کرد. اول اینکه پروژه هایی مثل آواز پارسی مستقل هستند و بدون هیچ کمک دولتی راه خود را پیش می برند و شاید همین موضوع دشواری هایی به وجود آورده باشد: ما اهل «لفت و لیس» و «باندبازی» نیستیم و برای ایران تلاش و به مردم و فرهنگ خدمت می کنیم؛ آرزو می کنیم دولت هم همین کار را برای اهالی فرهنگ انجام دهد. او در ادامه بدون اینکه نامی از قوچان و لغو کنسرت اخیرش در  این شهر ببرد تلویحاً به این موضوع هم اشاره کرد: «سران اصلی مملکت همیشه پشت موسیقی بوده اند و امیدوارم مسئولان در رده های پایین تر هم موسیقی را بشناسند و به مردم و این هنر احترام بگذارند.»

خبرنگاری آرزو کرد که کاش این کنسرت حماسی در تخت جمشید برگزار می شد و ناظری هم این را آرزوی دیرینه آواز پارسی دانست و گفت: «سه سال است دنبال اجرای کنسرت در تخت جمشید بودم اما به جایی نرسیدیم.»

دلخوری های حافظ تمامی نداشت! وقتی پروژه «ناگفته» پس از موفقیت های جهانی به ایران آمده بود انگار کسانی به او «هجمه» آورده بودند که حافظ از آن به عنوان «گل به خودی» یاد می کند: «وقتی یک اتفاق موسیقی ایرانی توسط کمپانی درجه یک موسیقی جهان حمایت می شود و 40 نوازنده بزرگ دنیا و برنده جایزه گِرَمی در آن حضور دارند به طوری که شبکه سی ان ان 10 دقیقه زنده از آن گزارش تهیه می کند، در کشور خودم باید این قدر مورد هجمه قرار می گرفتم؟!» یا اینکه: « پروژه ناگفته ادعای بزرگی نداشت اما توانسته بود در سطح جهان دری از موسیقی و عرفان ایران و شرق را به آن سوی دنیا باز کند و انتظار داشتیم در آن طرف آب ما را به باد نقد و هجمه بگیرند نه در ایران.»

او با صراحت گفت که « اینجا متاسفانه انگار از موفقیت همدیگر خوشحال نمی شوند و تازه به جای حمایت به هم می تازند!»

حافظ ناظری سال ۲۰۰۵ پایان نامه تحصیلی خود را در نیویورک روی اشعار فردوسی تدوین کرده و حالا با همراهی پدرش شهرام ناظری که حدود ۱۰ سال گذشته شاهنامه خوانیِ موسیقایی را در ایران و خارج از کشور تجربه کرده است،  پنجشنبه و جمعه  2 و 3 شهریورماه 1396 ساعت 21 در فضای باز باغ عفیف آباد با آواز پارسی مهمان اهالی و علاقه مندان موسیقی است. در این کنسرت پدرام فریوسفی نوازنده ویلن، امین غفاری نوازنده ویولا، بابک غسالی نوازنده بربت، شیوا سروش همخوانِ سوپرانو، مهگل صفدری همخوانِ متسوسوپرانو، الهه حیدری همخوانِ متسوسوپرانو، فرهاد صفری نوازنده پرکاشن، شهریار نظری نوازنده پرکاشن و محمدرضا جبار نوازنده کنترباس، شهرام و حافظ ناظری را در این اجرا همراهی میکنند.

هوای دم کرده حمام ارگ کریم خانی عرق «حافظ» و «خبرنگاران» را در آورده بود اما ارزشش را داشت که بعد از سه سال بار دیگر پایم به یادگار وکیل الرعایا باز شود!


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

tablighat

tablighat