افسانه آنلاین



رویداد فرهنگی خیابان عفیفآباد، تجربهای برای درک مفهوم «شهر» و «شهروندی» بود/ فرصتی برای هویت فرهنگی شیراز

1 1 1 1 1 امتیاز خبر: 0.00
تغییر اندازه متن

 

شانه به شانه هم، با سرعتی که انگار از پسِ سالها همراهی، هماهنگ شده، ویلچرها را با دستهای خود به جلو میرانند. زن و مرد هردو سیساله هستند و با شوقی که از چشمهاشان پیداست، میگویند برای امثال ما که نمیتوانیم مثل بقیه مردم از فضاهای شهری استفاده کنیم، «واقعاً تجربه خوبی بود». هورا بهرامی که خبر برگزاری رویداد فرهنگی هفدهم و هجدهم خیابان عفیفآباد شیراز را در اینستاگرام دیده، از اجراهای زنده موسیقی در این دوشب «لذت» برده و امیدوار است این رویداد «در همه اعیاد و مناسبتهای مشابه تکرار شود تا ما هم بتوانیم از شهر استفاده کنیم». هردو معتقدند میتوان این رویداد را در محلات مختلف شهر، در خیابانها و گذرهای تاریخی، و در حاشیه و جنوب شهر هم برگزار کرد تا آنها هم که راهشان دور است و امکان آمدنشان سخت، در این تجربه شریک شوند.

*شهر: کالبد مدرنیته

انگار سالها بود دور افتاده بودیم از شهر، از تجسدیافتهترین شکل مدرنیته که انگار بخش عظیمی از اَشکال بتنی و سیمانیاش، بزرگراهها و آسمانخراشها و ترافیک و آلودگی و همزیستی مردمانش؛ بازنمود هرچه بود، جز شهر. جمعه و شنبه عفیفآباد اما انگار تجربهای بود برای درک واژه و مفهوم «شهر» و «شهروندی». پس عجیب نبود که اغلبِ آنچه میدیدی و میشنیدی و لمس میکردی، چیزی نبود که این شهر زیاد دیده و شنیده و لمس کرده بود. شاید از همین بود که حیرت میکردی وقتی آن خیل عظیم دختر و پسر و زن و مرد میانسال و سالمند را میدیدی که ایستاده و نشستهاند به تماشای جوانهایی بیستوچندساله با گیتار الکتریک و درامز در دست. یا سیل مشتاقانی که آن دست خیابان با عادل آذری بخشی از پیادهراه را با گرافیتی نقش میدادند، یا کتابخوانهایی که 10، 15 متر جلوتر دور میزهای دایرهای، نشسته بودند به خواندن کتاب، یا گفتن از کتاب. عفیفآبادِ جمعه و شنبه، خیابانِ شهر (به مفهوم مدرنش) بود و شهروندان این شهر هم از اقشار و سنین متفاوت، مشق کردند این مفهوم را. شهرهایی که به قول والتر بنیامین «در فراشد بیوقفه آمیزش و آلودگی، جوهر خود را از دست میدهند و [در آنها] ابهام جایگزین اصالت میشود». چه، اگر قول رولان بارت را بپذیریم که «مدرن بودن یعنی آگاهی از آنچه ممکن نیست»، شهر را باید «کالبد مدرنیته» بخوانیم؛ محیطی که به تعبیر برمن، «ماجرا، قدرت، شادی، رشد و دگرگونی مدرنیته» را در خود انعکاس میدهد.

*فرصتی برای بازنمایی فضاهای هنری و فرهنگیِ شهر

ماجرا اما از یک تجربه دیگرگون آغاز شد، تجربهای که پیشتر شهرداری شیراز آن را به باسمهایترین و روتینترین شکل (مردمی نشسته روی صندلی که گوش میدهند به مزهپراکنیهای سطحی یک مجری تلویزیونی و گاهی هم دست میزنند برای موسیقیهای شاد!، و بعد قرعهکشیِ پایان برنامه و تمام)، برگزار کرده بود؛ اینبار اما ترجیح بر آن شد که گروهی از هنرمندان صاحبایده و خلاقِ شهر، بخش قابلتوجهی از برنامهریزی و اجرا را در دست بگیرند، چیدمان خیابان را بر پایه خلق یا بازنمایی فضاهای هنری و فرهنگی شکل دهند و موسیقی و نقاشی و فیلم و سرگرمی و قهوهنوشیدن را بیاورند وسط خیابان. پس عجیب نبود که هورا بهرامی و همسرش هر دو نشسته بر ویلچر، امیرحسین و شیمای 9ساله عشق شطرنج و بازیهای فکری، آقای مطفف 59ساله و همسرش که خسته شده بودند از دود و خانه و روزمرگی، سارای 19ساله و دوستش بعد گذران تابستان و چشم به بازگشایی دانشگاه؛ همه بخشی از شهر و شهروندی را از رویدادِ جمعه و شنبه عفیفآباد؛ لمس کردند و به قول مرد 59ساله زاده خیابان نادر؛ این رویداد خاطرات را زنده کرد؛ «روزهایی که خیابانها خلوت بود و ماشین نبود و دود نبود و آرامش بود».

*پیکربندی و فضامندکردن تاریخ خود را در شهر بازمینمایاند

رویدادی که انگار به یادمان آورد این جمله فوکو را که «ما درون خلأ زندگی نمیکنیم؛ درون چیزی که میتوانیم افراد و اشیا را در آن بگنجانیم. ما درون خلأیی زندگی نمیکنیم که با مجموعهای متنوع از نشانهها و سایهروشنها رنگآمیزی شود؛ بلکه ما درون مجموعهای از روابط زندگی میکنیم که محلها را ترسیم میکنند؛ محلهایی که قابل فروکاست به یکدیگر نیستند و مطلقاً نمیتوان تصویر آنها را روی یکدیگر انداخت». از نظر فوکو ما در فضاهای ناهمگونی زندگی میکنیم که ترکیبی هستند از مکانها و روابط. فضاهای ناهمگونی که برساخته هر جامعهای هستند و در نتیجه شکلهای گوناگون و متنوعی به خود میگیرند و در طول تاریخ تغییر و تحول مییابند. از سویی امین بزرگیان معتقد است تفاوتهای میان فضاها و مکانها در انعکاس مدرنیته و عدم یکسانی و همشکلی جوامع مختلف در تجربه مدرنبودگی، محصول برساختگی فضاهای ناهمگون در هر جامعهای است. فوکو هم در همان نوشتار تمایز جالبی میان فضاها مینهد. او از فضاهایی در شهر نام میبرد که واقعیاند: گورستان، کلیسا، تئاتر و پارک، موزه و کتابخانه، بازار و تفرجگاه، پادگان و حمام عمومی و محله. در مقابل، از نظر او مکانهایی وجود دارند که اساساً غیرواقعی، آرمانشهری و انتزاعیاند، مکانهایی که نقش آنها تنها ساختن فضاهایی از توهم و هذیان است. آنچه فوکو در تئوری جغرافیایی خود در پی طرح آن است، پیکربندی یا فضامندکردن تاریخ است که بیش از هر جای دیگری خود را در شهر بازمینمایاند.

*شیراز شهری است با تجربیات و اتمسفر همیشه زنده

در رویداد هفدهم و هجدهم شهریورماه خیابان عفیفآباد شیراز، جز اجرای زنده موسیقی و برگزاری نمایشگاههای عکس و پخش فیلم، موسسه فرهنگی پیرسوک و خانه هنر شیراز هم حضور داشتند که پیرسوک نشست کتابخوان برگزار میکرد و خانه هنر، نمایش فیلمهای مستند از شیراز. نیما تقوی مدیر موسسه فرهنگی هنری پیرسوک در حاشیه این رویداد با اشاره به اهمیت ایده کارناوالی و آئینیِ «باختین» و همچنین ستایش و بازتولید ایدههای جدید از مفهوم «بطالت»، میگوید شیراز شهری است با تجربیات و اتمسفر همیشه زنده که همواره شبهای زندهای داشته است.

«مردمی داشته که برای انواع و اقسام تفریحات بهدنبال راهکار بودهاند» و از همینرو «نمیتوان این بخش از زندگی و فرهنگ شهروندان را حذف کرد»؛ پس «چه بهتر آنکه این گذران بطالت و تفریح با فرهنگ عجین شود؛ یعنی اگر کسی میخواهد قهوه بنوشد، در کنار آن یک موسیقی زنده بشنود و در یک بحث ادبی سهیم شود و... تا اینها حال او را بهتر کنند». تقوی معتقد است رویدادها و آئینهای جمعی شبیه به آنچه در خیابان عفیفآباد اتفاق افتاد، مثل هر گردهمایی مذهبی، آئینی، ورزشی و...، نوعی همگرایی، همدلی و همبستگی میان مردم ایجاد میکند و همچنین هنگامی که بازنمود آن با اتفاقات فرهنگی و آشناکردن مخاطب با مسائل تکنیکی هنر همراه میشود؛ مخاطب عادی کتاب و فیلم و موسیقی و نمایشگاههای هنری را هم به «لذتبردن از تکنیکها و پرهیز از آثار سطحی و بیارزش» دعوت میکند.

*رویکرد حرفهای و هنری، با شبکهای از افراد خوشفکر و صاحبایده

اما رویداد جمعه و شنبه خیابان عفیفآباد شیراز، چگونه و با چه چیدمانی برگزار شد و تفاوتهای مشهود آن با رویداد دوماه پیش از کجا شکل گرفت؟ مریم هاشمپور یکی از اعضای تیم مدیریت و برگزاری این رویداد در گفتوگو با افسانه میگوید شهرداری شیراز با نیروهای متخصصی که «در اختیار نداشت»، رویداد دوماه پیش را به شیوه سابق و تکراری برگزار کرد، اما در این دوره آتلیه معماری «اکنون» با رویکردی حرفهای و هنری، شبکهای از افراد خوشفکر و صاحبایده را گرد آورد و با برنامهریزیهای خود، سوی این رویداد را به شیوه کنونی تغییر داد. «قرار شد این رویداد سویی هنرمندانه، با اجرای برنامهها و اتفاقات مختلف فرهنگی داشته باشد». این شاعر جوان شیرازی برگزاری برنامههایی مانند موسیقی خیابانی، پاویونهای نشست کتابخوان، نمایشگاه عکس کامران حیدری، محمد حسنزاده و سعیده کشاورزی، اجرای گرافیتی بر پیادهروی کنار مجتمع ستاره با همراهی شهروندان، کافههای خیابانی، پخش «دینگومارو» و «من نگهدار جمالی هستم وسترن میسازم» دو فیلم مشهور کامران حیدری، اجرای بازیهای محیطی و فکری کافهکندو و پخش فیلمهای مستند از شیراز را از جمله برنامههای هنری اجراشده در این رویداد عنوان میکند و میگوید برنامهریزان قصد اجرای 3 پرفورمنس را هم داشتهاند که در این دوره موفق نشدند؛ اما «تلاش میکنیم در رویداد بعدی این پرفورمنسها را هم به برنامهها اضافه کنیم».

مریم هاشمپور میگوید در هنگام برگزاری این رویداد، او و همکارانش متوجه «ایدهها و پتانسیلها»یی شدند که «در شیراز وجود دارد و ما هیچگاه آنها را ندیدهایم». از همین رو آنها در شب دوم این رویداد، بخشی را به شنیدن نظرات و ایدههای شهروندان اختصاص دادند. «اگر قرار است این رویداد یک رویداد شهری باشد، باید برنامهریزی و اجرا هم با شهروندان باشد»؛ مثل همین اتفاقی که به صورت «رایگان و داوطلبانه» انجام شد و «تیمهای حرفهای آمدند و خودشان اسپانسر آوردند و برنامههای هنری خود را اجرا کردند».

*لزوم مداومت و تسری رویدادهای مشابه

رویداد جمعه و شنبه خیابان عفیفآباد در نوع خود تجربهای تازه و فرهنگی در شیراز بود، با این حال آنچه که مدیر موسسه فرهنگی هنری پیرسوک و آن گروه از جمعیت (که با افسانه به گفتوگو نشستند)، بر آن تأکید داشتند، «مداومت و تسری» رویدادهایی مشابه در محلات و خیابانهای دیگر شهر بود. مثلاًً آقای مطفف معتقد است این رویداد منحصر به خیابان عفیفآباد نباشد و در مناطق و محلات حاشیهای شهر هم برای شهروندان برگزار شود. این شیرازی 59ساله معتقد است خیابانهای تاریخی این شهر مانند خیابان توحید (داریوش سابق) که بخشی از «هویت شهر» هستند، میتوانند تبدیل به واکینگ استریت (خیابان پیادهروی) شوند. «به نظر من نباید چنین خیابانهایی را عریض کنند، این خیابانها روح تاریخی شیراز هستند و مثل درختهای صدساله که نمیتوان آنها را قطع کرد؛ هویت این خیابانها را هم نباید عوض کرد». نیما تقوی هم با اشاره به اینکه طبقه متوسط معمولاً مخاطبان اصلی هنر هستند، میگوید باید اندیشید که چگونه میتوان کمبود کارکرد آموزشوپرورش و صداوسیما را در بخشهای دیگر جامعه جبران کرد. «بسیاری از مردم کتاب خوب نمیشناسند و نمیدانند چه کتابی بخوانند». او از استقبال فوقالعاده بچهها به دو انتشارات «هوپا» و «پرتقال» بعد از تبلیغات صداوسیما برای این دو انتشارات مثال میآورد و میگوید صداوسیما و آموزشوپرورش میتوانند تا ایناندازه اثرگذار باشند، «اما کار نمیکنند».

*امر فرهنگ به متولیان فرهنگ سپرده شود

اما از متولیان جدید فرهنگ و سیاستگذاران و تصمیمگیران این عرصه چه انتظاراتی هست و آنها باید چه اقداماتی برای فرهنگ این شهر انجام دهند؟ مدیر موسسه فرهنگی پیرسوک میگوید «ما زمانی انتظاری نداشتیم و میگفتیم مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان، اما امروز که شورای شهر و شهرداری با شعار فرهنگیبودن بر سر کار آمدهاند، حداقل انتظار ما همراهی آنهاست».

نیما تقوی معتقد است امر فرهنگ باید به متولیان فرهنگ یعنی نویسندهها و شاعران و هنرمندان شهر سپرده شود. «همانگونه که رویداد اخیر هم نشان داد، مشاهده کردیم که اگر ما کمی فضا را باز بگذاریم، هیچ فاجعهای رخ نخواهد داد. در این دو روز موسیقی زنده و نشستهای کتابخوان و... در خیابان برگزار شد، دوچرخهسواری و پیادهروی بود و مشاهده کردیم که چقدر حال مردم خوب بود و هیچ اتفاق خلاف عرفی هم رخ نداد». رویداد هفدهم و هجدهم خیابان عفیفآباد که با برنامهریزی و اجرای کارگروهی از هنرمندان و اهالی فرهنگ شیراز برگزار شد و با بازخورد مثبتی که شهروندان شیراز نسبت به آن داشتند، حالا هم انتظارات از شهرداری شیراز برای تداوم و تسری این رویداد را برانگیخته و هم از برگزارکنندگان، اجرای بهتر و متنوعتر را طلب میکند. نیما تقوی با اشاره به اینکه سطح برگزاری این رویداد از برنامهها و جُنگهای روتین شهرداری یک سر و گردن بالاتر بود، میگوید برگزاری چنین رویدادهایی نیاز به یک کارگروه دارد، «کارگروهی که همدل باشند و ابتدا همه اعضایش از ته دل بخواهند حتماً این رویداد اجرا شود»، این شاعر شیرازی معتقد است بعد از اجراست که میتوان این برنامهها را آسیبشناسی کرد و به ایدهها و طرحهای تازه اندیشید.

شب به نیمه رسیده و خبری از صدای خیابانِ شب نیست؛ تنهاصدا، طنین گامهای «شهروندان» است که در حاشیه صوتی موسیقی راک و تلفیقی و سنتی، همگام شده با پچپچهها و خندهها و سلفیها و شعرهایی که بر لب میآید و نمیآید. عفیفآباد و امر روزمره بدل شدهاند به شناخت انضمامی از شهر. 


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

tablighat

tablighat