افسانه آنلاین



گفت‌وگوی افسانه با علی زارع قنات نوی فیلمساز شیرازی: سینمای مستقل را نمی خواهند

1 1 1 1 1 امتیاز خبر: 0.00
تغییر اندازه متن

 

بدون تردید جهانی‌ترین فیلمساز معاصر شیرازی است. علی زارع قنات نوی، تنها 36 سال سن دارد، اما تاکنون بیش از 10 فیلم کوتاه، انیمیشن، و مستند بلند ساخته است که از جمله آنها می‌توان به «عروسک چینی بابا»، «چراغ‌ها»، «هفته آینده» و «سفرنامه سیستان» اشاره کرد. خودش را فیلمسازی «مستقل» می‌خواند و می‌گوید با وجود آنکه عده‌ای دل‌شان می‌خواهد سینمای مستقل وجود نداشته باشد، «سینمای مستقل ایران هنوز زنده است و هرچقدر هم که دولت‌ها تلاش کنند آن را نادیده بگیرند و را از بین ببرند؛ موفق به این کار نخواهند شد». قنات‌نوی راه‌اندازی سینمای هنر و تجربه را «اتفاق بسیار خوبی» می‌خواند و معتقد است این اتفاق «می‌تواند به نسل جوان سینمای ما کمک کند». قنات‌نوی برنده چندین جایزه بزرگ سینمایی از جمله جایزه بهترین انیمیشن جشنواره بین‌المللی «وترانس» استرالیا، بهترین فیلم از نگاه تماشاگران «ویوستر» سوئیس، بهترین انیمیشن کودکان اسپانیا و دریافت لوح افتخار از جشنواره‌های «انیما ماندی» برزیل، «سیکاف» کره جنوبی و کاندیدای بیش از 200 جشنواره بین المللی بوده است. مشهورترین اثرش، انیمیشن «عروسک چینی بابا» است که تاکنون در 5 قاره جهان و 210 فستیوال بین‌المللی به نمایش درآمده و 27 جایزه بین‌المللی و داخلی کسب کرده است. در سال 2014، جشنواره سالانه فیلم آسیا «IVFA » او را به عنوان 10 فیلمساز برتر آسیا معرفی کرد. زارع در گفت‌وگوی خود با افسانه از ساخت فیلمی درباره یک مادر شهید با همکاری 8 تهیه‌کننده خارجی خبر می‌دهد و امیدوار است که ناامیدی عمومی جوان‌ها، به رکود اندیشه منجر نشود. در ادامه مشروح گفت‌وگوی افسانه با علی زارع قنات نوی فیلمساز جوان و پرافتخار شیرازی را بخوانید. 
 
*چه شد که در تجربه ساخت انیمیشن، به سراغ کتاب «عروسک چینی من» (اثر هوشنگ گلشیری) رفتید و از روی آن، انیمیشن «عروسک چینی بابا» را ساختید؟
«عروسک چینی من» داستانی از هوشنگ گلشیری است که من در 11 سالگی آن را خوانده بودم و همان زمان با این داستان بسیار هم‌ذات‌پنداری داشتم، چون دختر کوچولویی به نام «گلی» همسایه ما بود و شرایطش درست شبیه شرایطی بود که گلشیری برای دخترک داستانش نوشته است. این داستان همین‌طور در پس‌زمینه ذهن من مانده بود تا آنکه سرانجام در سال 89 تصمیم گرفتم آن را بسازم و همان‌زمان پیش تولید کار را آغاز کردم.
*چرا فرمت انیمشین را برای «عروسک چینی...» انتخاب کردید؟
انیمیشن را به این دلیل انتخاب کردم، چون ترسیم فضاهای فانتزی، کابوس‌ها و اوهام این دختر در فرمت فیلم، امکان ضعیفی داشت و احتمالا جلوه‌های ویژه بسیار قوی را می‌طلبید که برای ما مقدور نبود. در نتیجه تصمیم گرفتم داستان را به گونه‌ای طراحی کنم که به سبک‌وسیاق فضای انیمیشن بخورد. 
*و به همین خاطر داستان گلشیری را دوباره بازنویسی کردید؟
بله، چون شیوه روایت داستان آقای گلشیری از دید دختربچه و فضاهای ذهنی اوست و درواقع این مونولوگ‌ها از زبان ذهن او گفته می‌شود. آقای گلشیری بسیار توانمندانه این داستان را به یکی از بهترین داستان‌های کوتاه فارسی تبدیل کرده است. اما ما در فیلم هیچ مونولوگ و دیالوگی نداریم و به جای آن تلاش کردیم آن مونولوگ‌ها را با تصویرسازی، موسیقی و تدوین به تصور بکشیم. 
*کمی درباره همین مراحل توصیح دهید. «عروسک چینی..» چگونه ساخته شد؟
شیوه کار ما در «عروسک چینی..»، شیوه رتوسکوپی بود. رتوسکوپی یکی از نخستین روش‌های تولید انیمیشن در جهان است که البته بسیار دشوار و زمان‌بر است و حتا در هالیوود هم بسیار کم به سراغ چنین شیوه‌ای می‌روند. ما پس از یک دوره پیش‌تولید 7 ماهه، سرانجام تصمیم گرفتیم فیلم را به صورت رتوسکوپی بسازیم. پس استودیوی کوچک‌مان در «مدرسه کارگاهی سینما» در خیابان گمرک را راه‌اندازی کردیم و سپس کرین‌اسکرین، دکورها و عروسک‌ها را ساختیم. پس از ساخت آنها، به مدت یک‌هفته فیلم‌برداری از فضا را در همان لوکیشن و در 480 شات انجام دادیم. سرانجام «عروسک چینی..» پس از تدوین و در مجموع پس از یک دوره حدودا 3 ساله، در سال 91 ساخته شد و در نخستین اکران هم در فستیوال برلیناله به نمایش درآمد. 
*بودجه ساخت «عروسک چینی..» چقدر بود؟
من «عروسک چینی..» را با سرمایه شخصی و با حدود 15 هزار دلار ساختم.
*و ارتباط تماشاگران فیلم با «عروسک چینی...» چگونه بود؟
«عروسک چینی..» در همه قاره‌های جهان به نمایش و اکران درآمد. من خودم در نمایش فیلم در هنگ‌کنگ، آلمان و ایتالیا حضور داشتم و بعد نمایش فیلم با مردم صحبت کردم و آنجا با پرسش‌هایی جالب درباره داستان و روایت فیلم از طرف آنها روبه‌رو شدم. این شاید یعنی ارتباط مردم با این انیمیشن آن‌قدر خوب بوده که برای‌شان پرسش‌هایی را هم به وجود آورده است.
*یک تلقی در میان مسوولان و حتا سینمادوستان ما وجود دارد و آن این است که ایران به لحاظ تکنیکی از سینمای غرب و به‌ویژه هالیوود بسیار عقب است و انیمیشن‌های ایرانی هرگز توان رقابت با غول‌هایی مثل پیکسار، والت‌دیزنی، پارامونت‌پیکچرز و... را ندارند. «عروسک چینی..» اما حضوری موفق در جشنواره‌های بین‌المللی داشت و حتا در جشنواره معتبری مثل استرالیا و در حضور نمایندگانی از کمپانی‌های پیکسار، پارمونت و کشورهای فرانسه و ایتالیا؛ جایزه نخست انیمیشن را از آن خود کرد. این موفقیت، چه پیامی برای سینمای ایران دارد؟
این یعنی سینمای مستقل ایران هنوز زنده است و هرچقدر هم که دولت‌ها تلاش کنند آن را نادیده بگیرند و را از بین ببرند؛ موفق به این کار نخواهند شد. از همین روست که می‌بینیم اکنون کمتر فستیوالی در جهان وجود دارد که درآن  فیلمی از سینمای ایران نباشد. نکته دردناک در این مورد اما آنجاست که فیلمسازان جوان و مستقل در نهایت مجبور می‌شوند ایران را ترک کنند. 
*به سینمای مستقل اشاره کردید. یکی از مهمترین نمودهای این سینما، سینمای مستند است که اتفاقا شما فیلم‌هایی در بخش مستند اجتماعی و پرتره ساخته‌اید. کمی از شرایط ساخت فیلم‌های‌ مستندتان بگویید.
بله، من در سال 90 فیلمی به نام «سفرنامه سیستان» ساختم. ما در روند ساخت این فیلم سختی‌های فراوانی کشیدیم، اما وقتی فیلم آماده شد، توانست چند جایزه را از آن خود کند و تاثیرگذاری خوبی هم داشته باشد. به‌گونه‌ای که بعدها به من گفتند که حتا این فیلم را در هیات‌دولت وقت هم نمایش داده بودند تا از وضع ناگوار و وخیم مردم سیستان و بلوچستان آگاه شوند؛ چون ما در این فیلم نقبی زدیم به وضع بسیار بد اشتغال مردم در شهرهای مختلف سیستان و بلوچستان. فیلم دیگری هم در مستند اجتماعی ساختم به نام «هفته آینده»، که به سفارس سازمان ملل متحد و درباره مدرسه‌های کودکان استثنایی بود. این فیلم در جلسه سالانه سازمان ملل به نمایش در آمد و تاثیرات مثبتی هم برای این کودکان داشت.
*به جز فیلم مستند اجتماعی شما فیلم‌های مستند پرتره هم ساخته‌اید؛ مثل فیلم مستند جمال میرصادقی.
بله، من مستند پرتره «چراغ‌ها» درباره آقای جمال میرصادقی را در سال 91 ساختم و سپس در جشنواره سینما حقیقت و در سینما سپیده و سینما فلسطین تهران روی پرده رفت، اما شب دوم اکران، عده‌ای ریختند و نمایش فیلم را به هم زدند. دلیل‌شان هم مقاله مغرضانه یک خبرگزاری و روزنامه خاص در اعتراض به فیلم بود. به هر صورت ساختن فیلم مستند در ایران خطرناک است، حتا اگر درباره یک پیرمرد 83 ساله باشد (خنده). 
*مستند «چراغ‌ها» مستندی داستانی است، یا شبیه مستندهای دیگر؛  مصاحبه محور است؟
این مستند فضایی دراماتیک دارد و ما در فیلم از دوره‌های کودکی ایشان تا کودتا 28 مرداد 32 و حزب‌توده، و جریان‌های روشنفکری را کشف کرده‌ایم و به موازات کاراکتر آقای میرصادقی پیش برده‌ایم. «چراغ‌ها» مستندی داستانی است و داستان آن هم با متن داستان‌های خود آقای میرصادقی روایت می‌شود. به همین خاطر بعدِ تماشای فیلم، مخاطب یک آگاهی کامل نسبت به دوره‌های مختلف زندگی آقای میرصادقی پیدا می‌کند. بنابراین این فیلم از این لحاظ، با دیگر فیلم‌های پرتره که عده‌ای روبه د‌وربین درباره یک شخصیت صحبت می‌کنند؛ کاملا متفاوت است. ما مدتی است این فیلم را به گروه سینمایی هنر و تجربه داده‌ایم و قرار است «چراغ‌ها» پس از کسب مجوز اکران، در سینماهای این گروه به نمایش درآید. 
*صحبت‌مان به سینمای هنر و تجربه رسید. گروهی سینمایی که در دو سال اخیر تعداد قابل‌توجهی از دوستداران سینمای هنری و تجربی را به مخاطبان سینمای ایران افزوده است و در عین حال امکان تازه‌ای هم برای فیلمسازان مستقل فراهم آورده است. فیلمسازانی که معمولا در مافیای اکران در سینمای بدنه جایی ندارند و فیلم‌های‌شان هم سال‌ها در آرشیو می‌ماند. نظرتان درباره این گروه سینمایی چیست؟ آیا هنر و تجربه، تجربه‌ای مثبت در سینمای ایران است؟
به نظر من «هنر و تجربه» اتفاقی مثبت است، چون بسیاری از فیلم‌هایی که سال‌ها از اکران بازمانده‌اند، حالا امکان اکران را به دست آورده‌اند. چرا که در کشور ما معمولا تعدادی از افراد خاص هستند که خودشان سینما دارند، دست‌شان برای اکران باز است و هر زمان هم که اراده کنند، می‌توانند فیلم‌شان را در هر سینمایی اکران کنند. از همین رو ماجرای مافیای اکران به زیان سینمای ایران است و سینمای مستقل ما را از بین می‌برد. به هر حال هرکسی که فیلم می‌سازد، نیازمند آن است که فیلم‌اش به نمایش درآید، از همین رو به نظرم راه‌اندازی سینمای هنر و تجربه، اتفاق بسیار خوبی است و می‌تواند به نسل جوان سینمای ما کمک کند. 
*سینما در ایران معمولا با تنگ‌نظری‌ها  و محدودیت‌هایی در اجازه ساخت، تولید و اکران روبه‌رو بوده است و دولت‌های مختلف هم که بر سر کار می‌آمدند، تفاوت چندانی در این ماجرا ایجاد نمی‌شد؛ و چه بسا گاه مثل دولت قبل وضع سینما بدتر هم می‌شد. شما به عنوان یک سینماگر جوان و مستقل که فیلم‌های‌تان در فستیوال‌های جهانی هم حضوری موفق داشته است؛ چه انتظار و خواسته‌ای از دولت‌ها و مجموعه تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان سینما دارید؟ دولت باید چه کاری برای سینمای ایران انجام دهد و از آن سو؛ چه کاری را نباید انجام دهد؟
به نظر من بهترین کار آن است که دولت‌ها هیچ‌کاری نکنند. چون معمولا هر جایی که دولت‌ها روی آن دست بگذارند، چون سیستم دولتی خواه‌ناخواه به سمت رانت پیش می‌رود؛ فساد به بار خواهد آمد. در سینما هم همین وضع برقرار است و ما سینماگران تجربه‌های بسیار تلخ از این موضوع داریم. 
*منظورتان آن است که دولت‌ها سیاست‌گذاری‌ها را به اصناف سینمایی واگذار کنند؟
مگر ما صنف سینمایی داریم؟ یک «خانه‌سینما» داریم که آن‌قدر زورش کم است که نمی‌تواند در برابر یک نشریه که به سینماگران انواع و اقسام ناسزاها را می‌دهد؛ بایستد و از حق اعضایش دفاع کند. اگر خانه‌سینما یک صنف قدرتمند مثل دیگر اصناف در کشورهای جهان بود، کسی جرات نداشت به این راحتی به شهروندان این کشور توهین رکیک کند و هیچ اتفاقی هم نیفتد. متاسفانه اصناف سینمایی و دیگر اصناف در کشور ما بسیار ضعیف هستند و عملا معنایی ندارند.
*پیشنهادتان به آقای ایوبی (معاون سینمایی وزارت ارشاد) چیست؟ باید پای‌شان را از تصمیم‌سازی در امور سینما بیرون بکشند؟
من پیشنهادی برای ایشان ندارم، چون این امور دست یک نفر نیست و آقای ایوبی هم نمی‌تواند به تنهایی کاری انجام دهد. به نظرم در مورد سینما باید به صورت سیستماتیک یک اتفاق خوب رخ دهد.
*و در بخش سخت‌افزاری و آموزشی چطور؟ دولت در این بخش‌ها چه کارهایی باید انجام دهد؟ 
در دولت جدید گاه اتفاق‌های خوبی در بخش آموزش رخ داده است، اما در عرصه‌های کاربردی مثل تعیین سرفصل‌ها در رشته‌هایی مثل سینما هنوز آن اتفاقی که باید؛ رخ نداده است. به عنوان مثال ما در شیراز دانشگاه هنر، دانشکده انیمیشن و تعداد زیادی آموزشگاه‌های سینمایی داریم و آن‌گونه که من شنیده‌ام، سالانه حدود 300 نفر فارغ‌التحصیل در رشته سینما داریم. حال شما ببینید در این شهر با این همه خروجی، هر سال چند انیمیشن و فیلم تولید می‌شود؟ قطعا تعدادشان از تعداد انگشت‌های یک دست کمتر است. ما در شیراز یک جشنواره استانی فیلم مستند داریم، اما گاه تعداد فیلم‌های جشنواره به حد نصاب نمی‌رسد. 
*خب دلیل اصلی این موضوع چیست؟ فقر آموزش یا نبود امکانات؟
یک دلیل‌اش فقر آموزش است، اما دلیل مهمترش به نظر من ناامیدی است. نه فقط ناامیدی از سینما، بلکه یک ناامیدی عمومی است که در جوان‌های ما وجود دارد و شاید حق هم دارند. چون برای تلاشی که انجام می‌دهند، نتیجه‌ای نمی‌گیرند؛ و این بسیار دردناک است. چرا که رکود اندیشه به بار می‌آورد.
*با این تفاسیر، چه چشم‌اندازی برای سینمای مستقل ایران می‌بینید؟
عده‌ای دل‌شان می‌خواهد سینمای مستقل وجود نداشته باشد، آنها تنها سینمای ایدئولوژیک را می‌پسندند و به همین دلیل هم کیارستمی‌ها و... را کنار گذاشتند. مثال می‌زنم، چند بار من را به ایتالیا دعوت کرده‌اند تا کارگاه آموزشی برگزار کنم، اما در شهر خودم هنوز یک دانشکده هنر فیلم مرا نمایش نداده و نپرسیده چرا این همه جایزه گرفته است. تنها چیزی که عده‌ای بلد هستند، آن است که بگویند چون فیلم شما در فستیوال‌های خارجی جایزه گرفته است؛ حتما فیلمی سیاسی است. در حالی به هیچ‌وجه این‌گونه نیست و کسی به سیاست جایزه نمی‌دهد. 
*پس شما با نظر کسانی که اصطلاح «سینمای جشنواره‌ای» را به کار می‌برند؛ مخالف هستید؟
«سینمای جشنواره‌ای» یعنی چه؟ مگر من برای جشنواره فیلم ساخته‌ام؟ این حرف‌ها، اظهارنظر افرادی است که خودشان در این زمینه موفق نبوده‌اند و حالا چون سرخورده شده‌اند، می‌گویند سینمای جشنواره‌ای سیاسی است؛ مثل همین آقایی که برنامه تلویزیونی «هفت» را تهیه می‌کند. به نظرم این طبقه‌بندی سینما، کاری اشتباه است؛ چون اصولا چنین چیزی وجود ندارد. آیا فستیوال کن به من می‌گوید بیا فیلم سیاسی بساز تا به تو جایزه بدهم؟ بله، مواقعی است که کن یک موضوع را انتخاب می‌کند، مثل فستیوال سال آینده که آنها بخشی به نام «ترور» را به جشنواره اضافه‌ کرده‌اند و قرار است در آن فیلم‌هایی درباره موضوع ترور ساخته شود. خود من هم یک فیلم با این موضوع ساخته‌ام و در سال آینده در کن به نمایش درمی‌آید. اما هیچ کارگردانی نمی‌تواند در هنگام ساخت فیلم، ذهن‌اش را طبقه‌بندی کند و برای جشنواره‌ای بفرستد تا جایزه بگیرد. نکته هم اینجاست که هیچ‌ مدیری نمی‌تواند به خودش اجازه دهد که به یک فیلمساز بگوید چگونه فیلم بسازد تا بعدا به او جایزه بدهند. ما چون می‌توانیم با هنرمندان‌مان این‌گونه رفتار کنیم؛ درباره مدیران فستیوال‌های جهانی این‌گونه فکر می‌کنیم.
*به عنوان پرسش آخر، کمی از آخرین فیلم‌تان بگویید. ظاهرا در حال ساخت یک انیمیشن با همکاران بین‌المللی هستید.
بله، حدود یک‌سال است که درگیر ساخت انیمیشنی به نام «چشم‌انداز خالی» با همکاری عوامل ایرانی و خارجی هستیم و قرارداد پخش فیلم را هم با شرکت سونی پیکچرز بسته‌ایم. «چشم‌انداز خالی» ماجرای یک مادر شهید است، جالب است برای‌تان بگویم که مدیر تولید ما این فیلمنامه را (که پیش از ساخت، دو جایزه فیلمنامه از فستیوال‌های خارجی را کسب کرد)، به نهادها و ارگان‌های مختلفی برد، اما هیچ‌کدام از آنها حتا حاضر نشدند به ما جواب بدهند. در حالی که من برای این فیلم، 8 تهیه‌کننده خارجی دارم و آنها مشتاق ساخت این فیلم هستند؛ و این موضوع واقعا دردناک است. 

 


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

tablighat

tablighat