افسانه آنلاین



گفت‌وگوی افسانه با هادی پژوهش معاون سیاسی امنیتی استاندار فارس/ بر سر شاخه نشسته بن می برند

1 1 1 1 1 امتیاز خبر: 0.00
تغییر اندازه متن

سهسال از عمر دولت اول حسن روحانی گذشت و یکسال از مدیریت محمدعلی افشانی در ساختمان استانداری فارس سپری شد. در این مدت کشور دستخوش تحولاتی مهم و موثر بود، از جمله به سرانجامرساندن مهمترین پرونده سیاستخارجی ایران در قرن اخیر با برجام، برداشتهشدن چتر جنگ از سر کشور، عادیسازی روابط با جهان، کاهش تورم 40 درصدی به 9 درصد و شاید از همه مهمتر؛ برنشستن «تدبیر» به جای «بیخردی». در آن سو اما تلاشهای مجموعه دولت یازدهم در مواردی مانند ایجاد رونق اقتصادی، فراهمکردن فضای باز فرهنگی و بهبود شرایط زیستی طبقات محروم هنوز به نتیجهای شایسته نرسیده است. با آنکه دیگر امروز در تصمیمگیریهای خرد و کلان کشور خبری از پوپولیسم، خرافهگرایی و سطحینگری نیست، اما مردهریگ «آن 8 سال» چنان سنگین است که شاید چیزی شبیه به معجزه بتواند کشور را در سهسال سامان بخشد. در فارس هم با آنکه «تدبیر و امید»، با دو سال تاخیر و پس از رویکار آمدن محمدعلی افشانی و معاوناناش بر جای نشست؛ اما همان یکسال هم تغییری هرچند کمتر از انتظارات رایدهندگان حسن روحانی را ایجاد کرد و بیتردید یکی از مهمترین آن تغییرات نیز برداشتهشدن چتر امنیتی از فضای شهر و بهبود فضای سیاسی، اقتصادی و تا حدودی اجتماعی استان بود. از همینرو در حوالی هفته دولت مهمان مهندس هادی پژوهش در اتاق 602 طبقه ششم ساختمان شماره یک استانداری فارس شدیم و با معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار درباره مهمترین مسائل فارس از جمله خشکسالی، حاشیهنشینی، آمار نگران کننده آنومیهای اجتماعی مانند طلاق، اعتیاد و بزهکاری، رخوت و کمرمقی در حوزههای گردشگری و فرهنگ، و مدیران سیاسی و اجرایی استان به گفتوگو نشستیم. پژوهش با نگاهی واقعبینانه ابتدا از شرایط بحرانی کشور در سال 92 و تاثیر «آن 8 سال» بر عملکرد امروز دولت میگوید، برجام را اتفاقی میخواند که «توانست بسیاری از مشکلات را از کشور دور کند»، بیکاری امروز را میراث عملکرد اشتباه سالیان گذشته میداند، از جذب اعتبار برای واحدهای صنعتی تعطیلشده در استان خبر میدهد، اقدامات و راهکارهای استانداری فارس در زمینه مبارزه با توزیع موادمخدر و سامانبخشی و درمان معتادان را برمیشمرد، بر لزوم اجباریشدن مشاورههای پیش از ازدواج برای پیشگیری از افزایش میزان طلاق تاکید میکند و هنگامی که از موازیکاری و عدم توانایی مدیران فرهنگی گلایه میکنیم؛ واقعبینانه به «فقدان برنامه جامع برای کار فرهنگی»، «خنثیسازی سازمانهای موازی فرهنگی در تصمیمات» و «عدم اقناع و اغنای جوانان در حوزه فرهنگ» اذعان میکند. معاون سیاسی امنیتی استاندار فارس در پاسخ به دغدغهمان درباره مدیران غیرهمسو با دولت که هنوز در پستهای 10 سال پیش خود ماندهاند؛ اطمینان خاطر میدهد که اگر مدیری با سیاستهای دولت همراه نباشد و توان مدیریتی نداشته باشد؛ «تحمل نخواهد شد». رئیس ستاد انتخابات استان فارس در انتخابات مجلس دهم و خبرگان پنجم، در ادامه از «آمادگی کامل» مجموعه استانداری برای برگزاری انتخابات ریاستجمهوری و شورای شهروروستای اردیبهشت 96 خبر میدهد و اطمینان میدهد که در 8 ماه مانده به انتخابات، فضای سیاسی استان فضایی آرام و پرنشاط خواهد بود و «اگر خطوط قرمز رعایت شود، هیچ سخنرانی محدودیت نخواهد داشت». پژوهش در پایان گفتوگوی خود با «افسانه» نسبت به «بغضهای سیاسی» افرادی که رئیسجمهور را «تخریب» میکنند، ابراز تاسف میکند و اقدام آنان را «لطمه به کلیت نظام» و «خدشه به اعتماد عمومی» میخواند. مشروح گفتوگوی «افسانه» با هادی پژوهش معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار فارس را در ادامه بخوانید.

*موضوع رکود و بیکاری و به طور کلی مشکلات اقتصادی، امروز به یکی از مباحث مهم جامعه تبدیل شده است. شما عملکرد دولت یازدهم در زمینه اقتصادی را چگونه میبینید و به نظرتان دولت در یک سال باقیمانده باید چه تغییرات و اقداماتی در زمینه مسائل اقتصادی ایجاد کند؟

 دولت تدبیر و امید زمانی کارش را آغاز کرد که ذخایر ارزی کشور صفر شده بود، رشد اقتصادی منفی و تورم 40 درصد بود. از سویی به خاطر نبودِ تعامل مثبت با جهان و همچنین صدور قطعنامههای تحریمی، درهای کشور بسته شده بود و واحدهای صنعتی یا تعطیل بودند، یا در حال تعطیلی. همچنین واحدهای کوچک هم تاب تحمل آن شرایط را نداشتند، شرایط بازار با رکود همراه بود و این رکود به همه بخشهای اقتصاد سرایت کرده بود. دکتر روحانی وقتی بر سر کار آمد، اعلام کرد که در عرض 100 روز گزارشی از شرایط کشور میدهد، که بعدها گفتند رییسجمهور گفته است ظرف 100 روز اقتصاد را درست میکنم. در حالی که همه عقلا و هر کسی که عدد و رقم را بشناسد، میداند که در 100 روز نمیتوان هیچ خرابهای را آباد کرد. نخستین اقدام دولت، آرام کردن فضای کشور از طریق برقراری دوباره رابطه با جهان بود که با برجام، دولت توانست ایرانهراسی و این تفکر را که ایران به دنبال جنگافروزی و استفاده از سلاح اتمی است؛ از افکار عمومی جهان پاک کند. بنابراین نخستین رسالت دولت تدبیر و امید، به سرانجام رساندن برجام بود، آن هم در شرایطی که کارتلهای بزرگ رسانهای دنیا روی تخریب اذهان عمومی درباره ایران سرمایهگذاری میکردند. البته فراموش هم نکنیم که موفقیت در برجام، نتیجه همراهی و همدلی کلیت نظام بود و با برجام، تهدیدها از سر ملت برداشته شد. من نمیدانم این افرادی که امروز به خاطر برجام رییسجمهور را تکفیر میکنند، بدترین و زشتترین حرفها را نثارش میکنند و خواستار محاکمه او شدهاند، زمانی که قطعنامههای سازمان ملل علیه ایران صادر میشد؛کجا بودند.

*پس به نظر شما در حال حاضر در کشور نوعی آرامش ایجاد شده است؟

بله. در کشور یک آرامش ایجاد شده است و ایران در دریای متلاطم منطقه بیثبات خاورمیانه، ثبات خود را  حفظ کرده است. من معتقدم که با برجام بسیاری از مشکلات از ایران دور شد، اما خیلیها نمیخواهند ببینند که کشور در بخش سیاسی و در حوزه امنیتی توفیق داشته است. بعدِ این آرامش، دولت به دنبال مهار تورم بود و خوشبختانه موفق شد نرخ تورم را تکرقمی کند. البته تصور نادرستی که وجود دارد، آن است که تورم با ارزانی اشتباه گرفته میشود که باید در این زمینه به مردم آگاهی داده شود. به نظر من اگر منصف باشیم و بغضهای سیاسی مانع انصاف ما نشود، باید بپذیریم که دولت یازدهم با وجود میراثی که به او رسیده است، تلاشی شایسته در این بخش نیز داشته است. باید در نظر داشته باشیم که امروز تنها سه سال از عمر دولت تدبیر و امید گذشته است، در حالی که در همه دنیا حل بحرانهای بزرگ اقتصادی دستکم به یک دهه زمان نیاز دارد. اما متاسفانه بغض سیاسی مانع از آن است که عدهای جایگاه دولت را ببینند و این روزها حمله علیه دولت بسیار شدت گرفته است. چون برخی خیال میکنند هجمه علیه دولت به نفع جریان فکریشان است، در حالی که غافلاند که با این نوع تخریب، اعتماد مردم به کلیت نظام لطمه میبیند.

*موفقیت دولت در مهار تورم و برجام، بر کسی پوشیده نیست؛ حتی مخالفان دولت. اما مشکلی که هماکنون احساس میشود، وجود رکود اقتصادی در کشور و همین استان فارس است.

برآورد من به عنوان کسی که از ابتدای انقلاب فعالیت داشتهام، این است که  دولت خوب کار کرده است. البته بدون ضعف هم نبوده، اما باید دید آیا این ضعفها آنقدر بزرگ بوده است که بقیه موارد را زیر سؤال ببرد؟ امروز بیکاری باعث شده که تلاشهای زیربنایی دولت نمود پیدا نکند؛ چرا که مردم سفره و معیشت امروز خود را میبینند و قضاوت میکنند. درحالی که این بیکاری امروز به وجود نیامده و از گذشته به دولت به ارث رسیده است. با این حال امروز در استان فارس مشکلات بسیاری از واحدهای تولیدیِ تعطیل شده، در کمیسیون رفع موانع تولید بررسی شده است. به عنوان مثال بیش از 300 واحد تولیدی استان فعال شدهاند و فارس در زمینه جذب اعتبارات از تسهیلات 16 هزار میلیاردتومانی دولت برای واحدهای تولیدی رکوردار کشور است.

*امروز یکی از مهمترین مسائلی که استان فارس با آن مواجه است، خشکسالی چندینساله و بهتبع آن کاهش سطح کشاورزی است که سبب بیکاری و درنتیجه افزایش مهاجرت از روستاها به شهرهای بزرگ شده است. پدیده مهاجرت نیز سبب افزایش حاشیهنشینی در شهرهایی مثل شیراز شده است که خود این حاشیهنشینی، رنجی مضاعف بر مهاجران تحمیل میکند و سبب بروز آسیبهای اجتماعی برای آنها میشود. از سوی دیگر ما با آسیبهای اجتماعی دیگری مثل فحشا، طلاق و... نیز مواجهیم. مجموعه استانداری فارس برای کاهش این آسیبهای اجتماعی چه راهکارها و تمهیداتی دارد؟

پدیده حاشیهنشینی و آسیبهای اجتماعی ناشی از آن، تنها مختص استان فارس نیست و متاسفانه در کل کشور وجود دارد. حاشیهنشینی پدیدهای نوظهور نیست و از دهه 50، به خاطر افزایش درآمدهای نفتی و بیتوجهی به روستاها این موضوع شدت گرفته است و تاکنون نیز متوقف نشده است.

از سویی در بحث آسیبهای اجتماعی ممکن است محلاتی باشند که به لحاظ اجتماعی شرایطی حاد دارند، اما اتفاقا در مرکز شهر هستند؛ مثل محله سنگسیاه در شیراز. اما معضلات اجتماعی امروز به دغدغهای جدی برای نظام تبدیل شده است و  مقام معظم رهبری نیز دستور تشکیل کمیسیون خاصی را در این زمینه دادهاند. در این کمیسیون حاشیهنشینی و تبعات آن، در کنار دیگر آسیبهای اجتماعی مثل اعتیاد، طلاق، فساد و فحشا مورد بررسی قرار میگیرد و اعضا موظف هستند که هر 6 ماه یک بار گزارش عملکرد خود را به ایشان ارائه دهد. یکی از راهکارهای مطرح در دوران خشکسالی،
این است که صنعت کوچک را به روستا ببریم تا جایگزین کشاورزی شود. یا در موضوع اعتیاد وضع استان فارس به گونه
ای است که میتواند مرکزیتی برای بازتوزیع مواد مخدر به سایر نقاط کشور باشد. حال در برابر این مورد چه باید کرد؟ ابتدا باید جلوی عرضه مواد مخدر را گرفت؛ چراکه عرضه مواد مخدر تنها یک بحث اجتماعی نیست؛ بلکه حتی موضوعی سیاسی است که در جهت تخدیر و از بین بردن اراده ملی دنبال شده و از بیرون هدایت میشود. برای این کار ما به این نتیجه رسیدهایم که باید مردم را به میدان بیاوریم و بحث مقابله با اعتیاد، یک بحث محلهمحور شود. یعنی همه مردم در اینباره احساس مسئولیت کرده و آنها هم در کنار سمنها به این مبحث ورود پیدا کنند و حساسیت را بالا ببرند. در بحث درمان مرکز ماده 16 نیز در راستای ترک اعتیاد و آموزش فعالیت میکند. در مراکز نگهداری معتادان پرخطر در مناطقی مثل سهلآباد و محله سنگسیاه توجه خاص میشود. ما مدعی نیستیم  که میتوان به طور کامل این آسیبها را جمع کرد، اما در جهت کاهش آن تلاش میکنیم. از سویی اشتغال هم تابعی از وضع و شرایط جامعه و کشور است و آن نیز موضوعی ملی است که باید علاوه بر دخیل شدن مردم، دولت نیز امور را برای کار و اشتغال تسهیل نماید.

*هدف از راهاندازی مراکز دیآیسی چه بود و آیا این اتفاق، اتفاقی مثبت بود؟

هدف از راهاندازی این مراکز آن بود که از تسری بیماریهای عفونی از سوی معتادان پر خطری که از سرنگهای مشترک استفاده میکردند؛ جلوگیری شود. در این مرکز به این افراد سرنگ رایگان داده میشود. چون بسیاری از این افراد پول ندارند و ممکن است مثلا 20 نفر از یک سرنگ آلوده استفاده کنند که این رفتاری پرخطر است. هدف دیگر از راهانداری دیآیسی آن بود که با توزیع داروهایی مانند متادون این افراد را به سمتی ببرند که ترک کرده و در کنار آن نیز به آنها یک وعده غذا بدهند. هدف اصلی از راهاندازی دیآیسی این بود، که البته درست هم بوده است؛ اما چرا با آن مخالفت شد. مثلا در یک محله که یک مرکز دیآیسی قرار داشت، معتادها آنجا جمع میشدند که ساکنان آن محله به حضور معتادان اعتراض کردند. شاید مقصر ما بودیم که این مراکز بهاصطلاح جا نیفتاد، چون کسانی که متولی این مراکز بودند، مردم این محلهها را آموزش ندادند و آنها را نسبت به این مراکز آگاه نکردند. مردم میدیدند که جمعیت عظیمی از معتادان در محلهای جمع میشوند و این احساس ناامنی برایشان به وجود میآمد که محله و کوچهشان پاتوق معتادها شده است. در حالی که اگر مدیریت صحیح صورت میگرفت، به اینجا نمیرسید. با این وجود به نظر من دیآیسیها دستکم از انتشار و گسترش بیماریهای واگیردار جلوگیری کردند و ما توانستیم تا حد زیادی جلوی انتشار ایدز را بگیریم؛ همچنین تعداد زیادی از معتادان نیز توانستند ترک کنند. اما حالا آن مراکزی که هنوز باقی مانده اند، به کارشان ادامه میدهند. البته ممکن است جابهجا شوند و مثلا از محلهای با کوچههای تنگ به کنار خیابان منتقل شوند تا حساسیت مردم هم کمتر شود.

*و درباره موضوع طلاق چطور؟ چون به نظر میرسد استان فارس نیز در شاخص افزایش نرخ طلاق که از یکدهه پیش آغاز شده است، در این زمینه روندی رو به رشد داشته است.

طلاق هم مانند سایر آسیبها تنها اختصاص به استان فارس ندارد و موضوعی است که در تمام کشور با آن روبهرو هستیم، اما در فارس ما در بحث سرمایههای اجتماعی از شرایطی ایدهآل برخورداریم. با این وجود متاسفانه ما نیز با این پدیده در استان مواجهیم و من فکر میکنم باید متخصصان و کارشناسان جامعهشناسی درباره دلایل این موضوع (افزایش نرخ طلاق) بحث کنند تا ببینیم که آیا همه این طلاقها ناشی از بیکاری است؟ آیا نتیجه اعتیاد است؟ و سهم هر کدام از این عوامل در بروز این پدیده چقدر است. غیر از این موارد، من فکر میکنم عواملی دیگر هم در این موضوع دخیل است. عواملی همچون ازدواجهای احساسی، استفاده از فضای مجازی برای آشنا شدن، عدم درک شرایط و... . با این حال درباره بحث طلاق در شورای فرهنگ عمومی استان مباحثی مطرح شده است و گزارشهای مختلفی از افراد و نهادهای مرتبط گرفته شده است. همچنین پیشنهادات زیادی به دبیرخانه این شورا رسیده و آنچه که ما دربارهاش اتفاق نظر داریم آن است که دستکم برای کند کردن سرعت این قطار، مشاورههای قبلِ ازدواج اجباری شود تا نگاههای احساسی با واقعیت همراه شود.

*آیا موضوع اجباریشدن مشاوره به قطعیت رسیده و اجباری شده است؟

این موضوع در دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی استان در دست اقدام است و نهادهایی مانند دادگستری، بهزیستی، دانشگاه علوم پزشکی، دفتر اجتماعی استانداری و مدیرکل امور بانوان که در آن نقش دارند؛ همه موافقاند که این مشاورهها باید اجباری شود. البته در اینباره با محدودیتهایی مواجهیم و شرایط همه شهرستانهای استان یکدست نیست. به عنوان مثال ما در بسیاری از شهرستانها مشاور خانواده نداریم، از همین رو من به نظام روانشناسی استان پیشنهاد دادم که راهکاری ارائه دهند تا بتوانیم در همه 29 شهرستان استان، مشاوران خانواده حضور دائم داشته باشند که امیدواریم این موضوع هرچه زودتر عملیاتی شود. البته این مشاورهها در حال حاضر نیز انجام میشود، اما زمانی است که پرونده طلاق زوجین به دادگاه فرستاده شده است و زن و شوهر دیگر به این نتیجه رسیدهاند که میخواهند از یکدیگر جدا شوند.

*موضوع مهمی که مایلیم در ادامه به آن بپردازیم، موازیکاری فرهنگی در برخی نهادها و بخشهای متولی فرهنگ هستیم. بجز آن، ما در بخش گردشگری که میتواند تبدیل به صنعت نخست استان شود، تقریبا هیچ اتفاقی مشاهده نمیکنیم و حتی میتوان گفت این بخش چند سالی است که تعطیل است. رویکرد و نگرش شما به مقوله فرهنگ چگونه است؟

قبول دارم که ما در جمهوری اسلامی فاقد برنامه جامع برای کار فرهنگی هستیم. از سویی تعدد مراکزی که میخواهند کار فرهنگی کنند، از جمله مراکز دولتی، نهادهای وابسته به مراکز تبلیغی اسلامی و مراکز وابسته به شهرداریها سبب شده که گاه نه تنها موازیکاری، بلکه خنثیسازی در تصمیمات و اتفاقات فرهنگی صورت گیرد. از سویی مثلا در رابطه با بحث زندگی شهروندی که ممکن است تکلیفی بر عهده شهرداری باشد، بقیه دستگاهها سکوت کردهاند و وارد نشدهاند. نقطه مقابل آن هم این است که معاونت فرهنگی شهرداری یک کار انجام میدهد، اداره ارشاد حرکتی دیگر، و سازمان تبلیغات و نهاد کتابخانهها و... نیز هرکدام به شکلی اقداماتی دیگر انجام میدهند. از سوی دیگر کسانی هم که متولی بخش فرهنگی هستند، همین وضع را دارند. بنابراین تا زمانی که ما برنامه جامع عملیاتی برای ارتقای فرهنگ نداشته باشیم، و گرفتار این موازیکاریها باشیم؛ نخواهیم توانست به مردم آموزش فرهنگ دهیم. به همین خاطر است که در حفظ آداب فرهنگی و احیای سنتها شرایطی شکننده داریم و متاسفانه آموزشهایی در بخشهای مختلف فرهنگی و حتی مسایل روزمره زندگی از طریق فضای مجازی و شبکههای مختلف ماهوارهای به مردم داده میشود. اگر امروز بحث بدحجابی و بیقیدی در مباحث اخلاقی مطرح است، به این خاطر است که آنها [فضای مجازی و ماهواره] خیلی راحتتر از ما توانستهاند اثرگذار باشند.

*دلیلاش چیست؟

دلیلاش آن است که با وجود مبانی ارزشمند و توانمندی که داریم و از غنای بالایی برخورداریم، نتوانستهایم بنیانی قوی ایجاد کنیم و روی مغزها و فکرها کاری انجام ندادهایم تا در برابر آسیبها واکسینه شوند و بتوانند خود را حفظ کنند. به همین خاطر اگر امروز الگویی از خارج داده شود، فردا این الگو را در ظاهر و رفتار آدمها میبینم و این نشاندهنده آن است که ما خوب کار نکردهایم و اجازه داده ایم که آنچه داریم به راحتی تحتتاثیر قرار گیرد. در حالی که ما مبانی بسیار قوی در حوزه دینی و ملی داریم، از ادبیات، تاریخ و معارف غنی برخورداریم، اما نتوانستهایم این موارد را عملیاتی کنیم و جوانانمان را اقناع و اغنا کنیم تا تحتتاثیر موجهای زودگذر قرار نگیرند. البته باید در نظر داشته باشیم که فضای مجازی، شمشیری دولبه است و هم کارکرد مثبت دارد و هم منفی.

*آیا یکی از دلایل عدم اقناع جوانها، مقابله با برخی شادیهای مشروع و قانونی آنها نیست؟

هیچکس با شادی مردم مخالفت ندارد و به نظر من این نقد خیلی متوجه دستگاه حاکمیتی نیست. گاه شاید افراط و تفریطهایی در این میان است که سبب بروز برخورد میشود. گاه افرادی حد و حدود را رعایت نمیکنند و الزامات را زیر پا میگذارند که ناگزیر باید با آنها برخورد شود. چون عدم رعایت آداب و سنتهای اجتماعی و بیتوجهی به اعتقادات قابل قبول نیست. مثلا از برخی از برنامههای شاد سوءاستفادههایی میشود، در حالی که اگر در شرایط عادی با حفظ حریمها این عمل انجام شود؛ خلاف نیست. اما حریمشکنی و هنجارشکنی پذیرفتنی نیست.

*حال با این تفاسیر مجموعه تصمیمگیران و تصمیمسازان در استان در بحث سیاستگذاریهای فرهنگی و همچنین توجه به زیرساختهای فرهنگی باید چگونه عمل کنند؟

همانطور که میدانید کار فرهنگی کاری سخت و پیچیده است و نیاز به ابتکار عمل و خلاقیت دارد. خلاقیت هم اگر همراه با نگاه هنری نباشد، توفیقی حاصل نخواهد شد. واقعیت آن است که ما در حوزه فرهنگ دچار روزمرگی هستیم. البته ممکن است این نکته را متولیان فرهنگ نپذیرند، اما واقعیت آن است که در حال حاضر یک روال معمول و عادی در حوزه فرهنگ حاکم است. آن هم استان فارس که یک استان فرهنگی، تاریخی و مذهبی است و خاستگاه بسیاری از علما و شاعران بزرگ بوده است که از شهرت و اثرگذاری بینالمللی برخوردارند. با این وجود متاسفانه امروز به بهانه نبود اعتبار، ما با بیسلیقگی در کارهای فرهنگی روبهرو هستیم ،یا تولید فرهنگی نداریم؛ یا ضعیف است و فراگیر نیست.

* استان فارس به لحاظ ظرفیتهای گردشگری از جایگاهی کمنظیر در کشور برخوردار است با این حال کمتر از این ظرفیتها استفاده می شود

ما ابتدا باید ببینیم در تکتک بخشهای استان چه ظرفیتهایی داریم، سپس ببینیم آیا برای این ظرفیتهای گردشگری زیرساختی داریم با خیر. درباره ظرفیتها که هر کجای فارس را که بنگرید، در حوزههای مختلف اثری که ظرفیت گردشگری داشته باشد، میبینید. کاری که تاکنون معاونت گردشگری استانداری فارس انجام داده است، مشخص کردن این استعدادها و ظرفیتهاست. اقدام اساسی و بنیادی در این حوزه اما در بخش زیرساختها باید انجام شود.

*حال پرسش ما مربوط به مدیران استانی است، مدیرانی که شاید با دولت همسو باشند، اما به نظر میرسد توانایی انجام کار بایسته در پست مسئولیتی خود را ندارند. همچنین غیر از آنها مدیرانی هم هستند که از دولت قبل همچنان در پست خود ماندهاند و تفاوت دیدگاهشان با دولت تدبیر و امید نیز اظهرمنالشمس است. آیا مجموعه استانداری فارس قصد ندارد به نحوی این مدیران را با مدیرانی دیگر جایگزین کند؟

نکته مهم آنجاست که مدیران سیاسی در استان فارس در مقایسه با سایر استانها در شرایطی خوب و مطلوب هستند. چون مدیران سیاسی با دولت همسو هستند و مدیر سیاسی باید مجری منویات سیاسی دولت باشد و اگر به دولت اعتقاد نداشته باشد، نمیتواند سیاست دولت را پیاده کند. از این لحاظ من عزل و نصبهای سیاسی در هر دولتی را حق آن دولت میدانم، چون اگر کسی فرماندار، بخشدار یا استاندار شود و آن دولت را قبول نداشته باشد، نمیتواند مجری برنامهها و طرحهای دولت باشد. اما در خصوص مدیران غیرسیاسی اگر مدیری علیه دولت نباشد، توانمند و دستپاک باشد و از تخصص برخوردار باشد؛ قابل تحمل است.

*آیا شما بر عملکرد همه این مدیران و فرمانداران نظارت کامل دارید؟

 بله قطعا. اینگونه نیست که ما اشرافی بر عملکرد فرمانداران، بخشداران و مدیران خود نداشته باشیم. ما وقتی کارکرد و عملکرد سیاسی آنها را در تقابل با دولت نمیبینم و میدانیم که با سیاستهای دولت همگام است، نیازی به عزل نمیبینیم. اما اگر به این نتیجه برسیم که مدیری ضعیف است و توان مدیریتی ندارد، حتی اگر با دولت نیز همسو باشد، او را با مدیری بهتر جایگزین میکنیم. با این حال من اعلام میکنم که ما در یک سال گذشته، تنها در محدوده بخشداران و فرمانداران، 28 بخشدار را عوض کردهایم، 6 فرماندار تعویض و جابهجا شدهاند، 16 معاون فرماندار نیز تغییر کرده است و اخیرا نیز 8 فرماندار دیگر تغییر کرده یا جابهجا شدهاند. باز هم اعلام میکنم که اگر مدیری ویژگیهایی را که اعلام کردم، نداشته باشد؛ باید برود و با هیچکس هم تعارف نداریم و تحتتاثیر فضاسازی و جنجال هم قرار نمیگیریم.

*و درباره مدیران غیرسیاسی چطور؟ الان برخی مدیران هستند که در دولتهای نهم و دهم حضور داشتهاند و حالا در دولت تدبیر و امید هم همچنان در همان پست حضور دارند.

اگر مدیریت استان درباره این مدیران به این نتیجه برسد که ضعف دارند، قطعا ورود میکند. البته این نکته را هم فراموش نکنید که استانداران نقشی در عزل ندارند و این موضوع در اختیار وزارتخانههاست؛ استانداران در انتصاب مدیران نقش دارند. با این وجود نیز اگر مدیری با سیاستهای دولت همراه نباشد، ما آن را تحمل نخواهیم کرد.

*برسیم به بحث انتخابات. مجموعه دولت یازدهم و همچنین استانداری فارس، نخستین تجربه برگزاری انتخابات را در سال گذشته با موفقیت پشت سر گذاشتند. با این حال در انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری مثل دیگر انتخاباتهای برگزار شده، شاهد تخلفات انتخاباتی از سوی برخی کاندیداها بودیم. ابتدا بگویید که پرونده این تخلفات به کجا رسید و آیا متخلفان محاکمه شدند؟

بله. پروندههای متخلفان در دادگستری استان مفتوح است و بسیاری از کسانی که مرتکب خطا شدند، پرونده آنها در دستگاه قضا مفتوح است. در مجموع دستگاه قضایی درباره تخلفات انتخابات عملکرد بسیار خوبی داشته است.

*آمادگی مجموعه استانداری فارس برای فراهم نمودن مقدمات و همچنین برگزاری انتخابات اردیبهشتماه 96 چگونه است؟ آیا برای انتخابات و فضای پیش از انتخابات، آمادگی کامل دارید؟

نیمه دوم سال 95، سال انتخابات محسوب میشود و مجموعه وزارت کشور از شهریورماه وارد فضای انتخاباتی خواهد شد. از سویی همانگونه که در انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری شاهد بودیم، مجموعه استانداری فارس از آمادگی کامل برای برگزاری انتخابات برخوردار است. البته انتخابات اردیبهشت 96  شاید انتخاباتی سختتر و سنگینتر از اسفند 94 باشد، چراکه انتخابات شوراهای شهر و روستا نیز برگزار خواهد شد و در آنجا دیگر هر روستا خود مرکز یک حوزه انتخابیه است. همین موضوع سبب میشود که پروسه انتخابات زمانبر و سنگین باشد و نیروی انسانی زیادی را نیز بطلبد.

*یکی از مقدمات بدیهی برای برگزاری هر انتخاباتی، باز بودن فضای سیاسی کشور و همچنین فراهم بودن امکان برگزاری جلسات سخنرانی و میتینگهای سیاسی است. رویکرد مجموعه دولت و استانداری فارس در فراهم نمودن بستر برای ایجاد فضایی آزاد و پرنشاط در ایام انتخابات چیست؟

ایجاد شور و هیجان در انتخابات، وظیفه گروهها، احزاب و جریانهای سیاسی است و ما به عنوان مجموعه دولت باید از این فضا مراقبت کنیم و بستر را فراهم نماییم تا آنها بتوانند فعالیت کنند و جنبش و تحرک داشته باشند.

*مثلا آیا فضا برای برگزاری جلسات سخنرانی اشخاص و گروههای مختلف سیاسی کاملا فراهم است و محدودیتی برای اشخاص سیاسی وجود ندارد؟

رویکرد ما این است که هیچکس برای ورود به استان فارس محدودیتی ندارد، مگر آنکه منع قانونی برای او در نظر گرفته شده باشد. همچنین اگر خطوط قرمز رعایت شود، هیچ سخنرانی محدودیت نخواهد داشت، مگر آنکه کسی بخواهد برای خودش محدودیت ایجاد کند یا برخی مسایل را رعایت نکند.

*مثلا چه مسائلی را رعایت نکند؟

فرض کنید فردی بیاید و به قومیتهای استان توهین کند، یا از خطوط قرمز نظام بگذرد و این اقدام او منجر به تنش شود. جز این موارد و بر اساس سیاست دولت تدبیر و امید، هر فردی به عنوان یک شهروند ایرانی حق دارد بیاید و صحبت کند. البته با این شرط که مقررات و قوانین را رعایت کند.

*آیا این سیاست در مجموعه شورای تامین استان نیز وجود دارد؟

بله. امروز همدلی و همبستگی در شورای تامین استان، کمنظیر است.

*میخواهیم بحث را معطوف کنیم به حملاتی که مدتی است به دولت و بهویژه شخص آقای رئیسجمهور میشود. به نظر شما چرا افرادی که در آن 8 سال مدافعان بیچونوچرای عملکرد دولت بودند، امروز چنین بیمحابا عملکرد دولت تدبیر و امید را که هنوز میراثدار عملکرد دولت قبل است را زیر سؤال می برند و تخریب میکنند؟ البته درباره همین موضوع نیز نقدی به دولت وارد است که چرا از خود دفاع نمیکند و به اتهامات و تخریبها پاسخ نمیگوید.

واقعیت آن است که امروز دولت تدبیر و امید مظلوم است، اما دلیل نمی شود که ما هم به این مظلومیت کمک کنیم. ما به همه فرمانداران گفتهایم هر کس که دولت را تخریب کرد، باید به او جواب دهید و سکوت جایز نیست. ما باید دولت را رکنی از ارکان نظام بدانیم، تخریب و بیانصافی در حق دولتی که با رای مردم و تنفیذ رهبری بر سر کار آمده است، لطمه به کل نظام است. به نظر من در فضاهای مجازی و عمومی، عملکرد دولت باید بر اساس واقعیات داوری و تحلیل شود.

امروز دولت تمام تلاشاش را برای بهبود وضع کشور به کارگرفته است، اما متاسفانه عدهای بر سر شاخ نشستهاند و بن میبرند. آنها خیال میکنند به دولت لطمه میزنند، اما واقعیت آن است که با این کارهایشان اعتماد عمومی را از بین میبرند. اعتمادی که سرمایه اجتماعی نظام است و اگر خدشهدار شود، به راحتی قابل جبران نیست. البته این بدین معنا نیست که باب انتقاد بسته شود و جلوی انتقاد غیرمخرب را به این بهانه بگیریم.

*همواره نسبت به عملکرد همه دولتها انتقاداتی صورت میگرفته است، اما به نظر می رسد تخریبها نسبت به این دولت وارد فازهای تازهای شده است و حجم و شدت آنها واقعا کمنظیر است.

متاسفانه با وجود ادعای دینداری و تقوا، تخریبها به مرحلهای از بیتقوایی رسیده است که دولت را به سمتی میبرند که خونش را مباح میدانند. آقایی میگوید: «دولت باید محاکمه شود»، دیگری میگوید: «اینها ضد ولایتفقیه هستند». در حالی که آقای رئیسجمهور فردی است که قبل انقلاب سابقه مبارزاتی دارد، در درون انقلاب بوده است، زمان که کسی جرئت نمیکرد اسم امامخمینی را بیاورد، برای اولین بار کلمه «امام» را باب کرد، سپس در دوران جنگ در شورای عالی دفاع حضور داشت و بعد آن نیز همواره در پستهای مهم این نظام خدمت کرده است. حال ایشان شده است ضدولایتفقیه؟ به نظر من این صحبتها نشاندهنده بغض است. ما اگر ادعا داریم که میخواهیم مردم را به تقوا دعوت کنیم، باید ببینیم خودمان چقدر تقوا داریم.

کجای جهان چنین تعابیری به مقام رسمی کشور زده می شود؟ من واقعا نمیدانم این حرفها و تعبیرها به نفع کیست و چرا چنین حرفهایی علیه دولت زده میشود. در حالی که با این حرفها مردمی که از بسیاری از مسائل خبر ندارند، نسبت به کل نظام بدبین میشوند.

*و به عنوان آخرین پرسش، شما به عنوان معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار فارس، در یکسالی که از مسئولیتتان سپری شد؛ عملکرد خود را چگونه میبینید؟ آیا توانستید  به مسائلی که در حوزه فعالیتتان است، به خوبی بپردازید؟

من ادعایی ندارم که خوب کار کردهام، اما میتوانم بگویم تلاش کردم که خوب کار کنم. هرچند که همهچیز در اختیار ما نبود. با این حال من سعی کردم مردمدار باشم و ارتباط وسیعی با مردمی که مخاطبشان بودم؛ داشته باشم. از سویی با گروههای سیاسی از چپ و راست و مستقل ارتباط داشتم و برای آنکه فضای حزبی استان حفظ شود، با همه احزاب هر سهماه یکبار نشست داشتهام. در بحث مسائل امنیتی استان، با توجه به موقعیت خاص فارس که در مسیر ترانزیت مواد مخدر و قاچاق کالا و... است، فکر میکنم نتیجه تلاش دستگاههایی که در امنیت دخیل بودهاند و مدیریت داشتهاند، قابل قبول بوده است. در بحث مسائل سیاسی نیز همه گروهها، احزاب و تشکلهای مطرح و مهم حضوری فعال داشتهاند و فعالیتهای خود را انجام دادهاند. در بحث شرایط اجتماعی اما استان فارس نیز تا حدودی تحتتاثیر شرایط اجتماعی کشور بوده است.

از همینرو میتوانم اذعان کنم که توفیقات ما در بخش اجتماعی به اندازه دو حوزه سیاسی و امنیتی به لحاظ گستردگی و تنوع موضوع نبوده است. شاید چون تنها متولی این حوزه ما نبودهایم؛ با این حال استان فارس در بحث سرمایههای اجتماعی، از موقعیتی مناسب در کشور برخوردار است و باید به بهترین نحو از آن استفاده شود.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

tablighat

tablighat