افسانه آنلاین



افسرده سازها

1 1 1 1 1 امتیاز خبر: 0.00
تغییر اندازه متن

 

حمید مقدس فرد: وزیر بهداشت از افزایش افسردگی در ایران نگران است. او شمار مبتلایان به افسردگی را 12درصد جمعیت می داند درحالی که استاندارد جهانی آن کمتر از10 درصد است. درحالی که در برخی آمارهای نیمه رسمی افسرده ها را تا 16 یا حتی 24 درصد گفته اند. این اختلاف به علت تعریف های متفاوت از افسردگی یا شدت و ضعف آن است.ولی مهمتر از خود افسردگی شاید منابع آن یا افسرده سازها باشند. عواملی که کنترل و کاهش آنها زمینه های ابتلا به افسردگی را کم
می کند. طیف افسرده سازها از انواع افسردگی گوناگون ترند که هرکدام به گونه ای در بروز افسردگی نقش دارند و برای آن زمینه سازی
می کنند. ویژگی بیشتر افسرده سازها پنهانی ماندن آنهاست. برخی از عوامل آشکار و کشف شده اند. مانند ژنتیک یا شرایط محیطی سخت و خشن و یکنواخت. تفاوت های فردی و ویژگی های شخصیتی و خاطره ها و تجربه های تلخ  و بازنده شدن و تنهایی و ایزوله شدن و گسست اجتماعی و انزوا گزینی و شکست و یا احساس هریک از اینها نیز افسرده سازند. بسته بودن فضای اجتماعی و نبود یا کمبود فرصت های شاد هم ازعوامل آشکار افسرده سازند. شرایط اجتماعی درشهرهای بزرگ وآلودگی هوا و ترافیک هم چنان آشکارند که نیازی به نشان دادن آنها نیست. استرس های پایدار و رویه شده هم افسرده سازند. اندازه نقش هریک از این عوامل درگروه های اجتماعی و درآمدی گوناگون متفاوت و ژله ای است به گونه ای که برخی پردرآمدها ازکم درآمدها افسرده ترند درحالی که کم درآمدها افسردگی خودشان را ناگزیر و طرف مقابل را به خاطر داشتن درآمد خوب شاد می دانند. جوانان بنا به تعریف و انتظار طبیعی باید شاد باشند ولی آمارها نشان داده اند درصد افسردگی درجوانان بیشتر ازسنین دیگر است.گویا زنان بیشتر از مردان افسرده می شوند. افسردگی کودکان شناخته و بررسی شده ولی هنوز کسی افسردگی نوزادان را باور نمی کند. ولی کسی در مورد افسردگی سالمندان تردید ندارد. درحالی که اشتباه فکر می کنند. مسئله مهم درمورد افسردگی به یک باور همگانی رایج برمی گردد که براساس آن بیشتر مردم خود افسردگی یا شدت هایی از آن را ناگزیر یا طبیعی می پندارند که خود این باور افسرده ساز است. برخی ازکسانی که گرایش های عرفانی دارند افسردگی را ناشی ازغم و اندوه جدا افتادگی و این دو را یکی می دانند. شمارکسانی هم که خود آزاری دارند و ازشادی بیزارند و آن را ممنوع می دانند افسرده ساز شده اند. آنها که درمورد خودشان توهم دارند گرفتار رگه های پنهان افسردگی می شوند. خیال پردازی و رمانتیسیسم یکی از بزرگترین منابع افسردگی است که درجامعه سیاسی و جامعه فرهنگی بیشتر از جاهای دیگر شیوع دارد. در سپهراجتماعی آنها که به بت واره کردن رفتارها یا چیزهایی که دوست دارند گرایش نامتعارف پیدا می کنند افسرده اند. مد پرستی که به شکل الگوی رفتاری درآید یک منبع مهم پنهان شده درساختارهای فرهنگ عمومی است. گرایش به رفاه و جلوه نمایی با خانه و اتومبیل زمانی که مدل اصلی رفتار اجتماعی شود افسرده ساز است. حتی شبکه های اجتماعی و روابط درفضای مجازی می توانند افسردگی بیاورند به این دلیل ساده که مجازی و غیر واقعی اند. دوگانگی که فعالان این شبکه ها درفضای مجازی و فضای واقعی تجربه می کنند در بلند مدت افسردگی آور است. کاهش روابط نزدیک رودر رو که دستاورد تکنولوژی دیجیتال است حفره های عمیقی درفضای اجتماعی بسته ایجاد کرده که  نیازهای عاطفی و اجتماعی را کلیشه ای و سطحی برطرف می کنند در این حفره ها که میان واقعیت  و تصورها کنده شده  نگرش کسانی که به گشت و گذار درشبکه های مجازی عادت کرده و وابسته شده اند دستکاری می شود.کاهش یا قحط فرصت برای تجربه های فرهنگی دسته جمعی درعرصه عمومی هم افسرده ساز است =. حتی سفر می تواند افسرده ساز باشد. سفرخارجی به خاطر مقایسه ای که به هرحال میان اینجا و کشور مقصد  صورت می گیرد و مسافران را درصورت تکرار و به درازا کشیدن تجربه مقایسه به گونه های ضعیف و نامحسوسی از افسردگی می اندازد . اختلاف های سیاسی هم می توانند افسرده ساز باشند به ویژه درشرایطی که ساز وکارهای مدنی برای برطرف شدن اختلاف ها فعال نباشند یا به کار گرفته نشوند. کسانی که ازگردونه رقابت یا مشارکت سیاسی حذف می شوند درخطر افسردگی می افتند. همچنین آنهایی که در این عرصه، بی رقیب و یکه تازند. حذف از مشارکت اقتصادی نیز افسردگی آور است. کسانی که در یک بازار غیر رقابتی نمی توانند با رانت خوارها رقابت کنند و خود رانت خوارها هم،  اگر افسرده نشوند خیلی هنر کرده اند. رهایی از بیماری افسردگی هم یک هنر است و نیاز به آموزش دارد اگر خود جامعه به افسردگی آموخته شده دچار نباشد.

omidndh@gmail.com

 


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید