افسانه آنلاین



فقر و فرهنگ

1 1 1 1 1 امتیاز خبر: 0.00
تغییر اندازه متن

حمید مقدس فرد: میانگین استفاده پیامکی و متن خوانی هر ایرانی بر روی موبایل و اینترنت 2تا 4ساعت درشبانه روز است ولی میانگین کتاب خوانیش چند ثانیه بیشتر نمی شود. میانگین پرداختی قبض موبایل او درماه تا 200 هزارتومان هم می رسد ولی درهرماه 10 هزارتومان هم برای خرید کتاب هزینه نمی کند. شب و روز درشبکه های مجازی گشت و گذار می کند ولی از دید و بازدید محروم است. او ازتجربه های جمعی فرهنگی هم محروم است و بیشتر از2تا3 بار در سال به کنسرت و سینما و تئاتر و موزه نمی رود. روزنامه و مجله نمی خواند و از محفل گفت و گوی جدی هم بی نصیب است. او با نسل قبلی و بعدی گفت وگونمی کند چون گفت وگو در زندگی روزانه ایرانی جایی ندارد و جامعه ایران جامعه گفت وگویی نیست. به دلیل ناکتاب خوانی و نبود گفت وگو، حرف ها و رفتارها کلیشه ای و ماشینی وهمه برای هم تکراری شده اند. آنها گرفتار قحطی وقت اند. هر شهروند 2تا 5 ساعت درترافیک، زمان از دست می دهد. یک کار اداری معمولی ده ها برابر یک سازمان اداری استاندارد از او وقت می گیرد. ایرانی ها گرفتار فقر بهداشتی اند. سرانه بهداشت در ایران به یک سوم استاندارد ملی هم نمی رسد. به همین دلیل ایرانی ها از مراقبت های پیشگیری محرومند و چک آپ دوره ای ندارند. مشاوره پزشکی منظم هم در برنامه کاری شان نیست و هیچگاه به نزد مشاور روانشناس نمی روند.  درحالی که وزیر بهداشت گفته سال هاست به نزد روانشناس می رود و این را افتخار می داند ایرانی ها خود را ازمشاوره روانی بی نیاز می دانند و همین مساله آنها را ازسلامت روانی محروم دور کرده است. چیزی  که به نگرش ها و رفتارها و انتخاب های پرهزینه و پرخطر گره خورده است. تصادف ها و بیماری های مرگبار که میلیون ها ساعت از عمر مردم را می گیرد ساده ترین نتیجه رفتارهای پرخطری است که در فاصله ژرف میان فقر و فرهنگ رواج دارند. همین فاصله در آموزش هم آموخته شده است. یک دانش آموز یک درس را بارها درکلاس مدرسه و کلاس خصوصی وسپس درخانه مرورمی کند و باز هم نمره دلخواه نمی گیرد. خانواده او هم که درتوهم تیزهوش بودن او هستند میلیون ها تومان هزینه می کنند درحالی که او را از لذت کودکی و نوجوانی هم محروم می کنند. دانش آموزان  از لذت آموختن هم محرومند چون آزمون های غیراستاندارد رقابت هایی بی رحمانه و جنگی شده اند. دانش آموزان  از فرصت انتخاب واقعی هم محرومند و همه به سمت گزینش چند رشته محدود دانشگاهی جهت داده می شوند که درنیمی ازموارد با علاقه ها وتوانایی هایشان نمی خواند و درنتیجه ازشکوفا شدن شخصیتشان هم باز می مانند. این بازماندگی بر انتخاب ها و فرصت های دیگر زندگیشان هم سایه می اندازد ودر برآیند کلی، جامعه هم از نتیجه کاروفعالیت آنها بازدهی کافی نمی گیرد. این وضع سیستمی شده و خشک وتر را می سوزاند به گونه ای که جامعه و اقتصاد عمومی هم ازنتیجه کار بخش های فعال هم محروم مانده که در دانشگاه وصنعت وکشاورزی و خدمات پراکنده اند و امکان همراه شدن ندارند. جدایی دانشگاه و صنعت یک پدیده آسیبی دراقتصاد و فرهنگ آموزش است که برای اقتصاد عمومی هزینه زیان است و فعالان آنها را سرخورده کرده است . فقر ارتباطی ناشی ازضعف شدید درفرهنگ کارتیمی و گروهی، احساس و واقعیتی است که ایرانی ها درباره آن دچار تناقض و آسیب های رفتاری و شناختی گسترده اند. این یکی از ریشه های فقر ساختاری شده و رکود درتولید اقتصادی و فرهنگی است. اقتصاد ایران به برنامه های فقرزدایی نیاز جدی و اورژانسی دارد که باید با بازآفرینی فرهنگی غنی سازی شوند. آفرینش فرهنگی همزاد تولید است که پایه اصلی فقرزدایی دراقتصاد پیشرفته و غیرسوداگرانه و غیرمعیشتی و صدقه ای است. فقرزدایی هم درگرو بهره مندی هرشهروند از فرصت های کار و تفریح و آموزش و بهداشت و تجربه فرهنگی مدرن است. موفق شدن هربرنامه فقرزدایی وابسته به این است که جهت کلی سیاست ها دراقتصاد سیاسی عوض شود و ضمن گرفتن مالیات ازگروه های درآمدی بالا، یارانه های مستقیم و غیرمستقیم هم به جای مصرف روزانه به توزیع برابر فرصت های آموزش وکارو بهداشت و تفریح و فرهنگ اختصاص یابد تا ریل اداره کشور از اقتصاد صدقه ای که عامل اصلی فقرعمومی است عوض شود.

omidndh@gmail.com


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید