افسانه آنلاین



روی گسل تجرد

1 1 1 1 1 امتیاز خبر: 0.00
تغییر اندازه متن

حمید مقدس فرد: آماري كه از شمار جوانان مجرد منتشر شده و روي رقم چشمگير 11ميليون است نشان مي دهد نهاد خانواده روي گسل آسيبي با پي آمدهاي پيش بيني ناپذير و غافلگيركننده است. اين گسل فعال است و شامل كساني هم مي شود كه به هرعلت درخواست طلاق داده اند و جدا شده اند. براي نمونه شمار پرونده هاي مربوط به درخواست براي به اجرا گذاشتن مهريه دردادگاه هاي خانواده درسال هاي گذشته رو به افزايش داشته كه برخي ازآنها به درخواست طلاق ازسوي مرد يا زن يا ازسوي هردو انجاميده. آن دسته از درخواست هاي طلاق هم كه دادگاه با آنها موافقت كرده در ادامه به اجراي مهريه رسيده. به جز اينها درخواست مهريه به يك مورد اصلي درشروط ازدواج تبديل شده و دست كم نيمي از دختراني كه ازدواج مي كنند به آن فكر كرده اند. و مي شود گفت به اجرا گذاشتن مهريه كه زماني يك احتمال دور بود حالا به يك الزام يا بيشتر ازآن به يك رسم تبديل شده. پس زمينه اين دگرگوني به نوعي درخواست استقلال و امنيت حسي بر مي گردد كه به هردليل يك خواسته اصلي زنان  شده است. اين همان چيزي است كه مي توان به عنوان يك فرضيه براي توضيح افزايش عددي دختران هرگز ازدواج نكرده كه تصميم به ازدواج ندارند درنظر گرفت. گروه هاي ديگري از زنان هم در همين فرضيه مي گنجند. زنان ازدواج كرده اي كه طلاق گرفته اند و ديگر نمي خواهند ازدواج كنند و دختراني كه كار مي كنند و استقلال مالي دارند. حتي شماري از دختراني كه كار نمي كنند و به خانواده وابسته اند دراين گروه بندي جاي مي گيرند. همه اينها به دنبال گونه اي استقلال اجتماعي اند كه از ديدگاه كساني كه از بيرون مي نگرند نوعي تنهايي به حساب مي آيد كه در برابر راز پوشيده آن به شگفتي مي افتند. اين راز هرچه كه باشد نمونه اي ازتشديد تضادهاي جنسيتي است كه نهاد خانواده ازآن آسيب بسيار ديده است. درخواست اجراي مهريه از اين پديده اثر گرفته ولي سرايت آن است كه يك مسئله اجتماعي است. گرچه نمي توان گفت اين پديده، فراگير است ولي درهمين اندازه هم نشانه مسئله شدن آن است. دليل مسئله بودنش هم اين است كه نشانه رشد تضادهاي واقعي يا ذهني است كه مهريه بهانه پوششي آنها است. با آنكه چنين مي نمايد كه زنان با گرفتن مهريه به حق خودشان مي رسند در واقعيت چنين نيست. اين به خصوص به زناني مربوط مي شود كه درخواست اجراي مهريه و يا حتي درخواست طلاق (شايد به قصد گرفتن مهريه) دارند و مشكلشان اعتياد يا فقر شوهر يا بي وفايي او نيست. اين گروه همانندي بسياري با دختراني دارند كه نمي خواهند ازدواج كنند و انگيزه شان تنها ماندن يا همان آقا بالا سرنداشتن است. تفاوت ميان اين دوگروه دراين است كه اولي ازدواج كرده و دومي نكرده. راز اين رفتار همان رازتنهايي واستقلال است. چيزي كه براي برخی جاذبه و كشش بسيار دارد. و از جمله براي پسران جواني كه دلايل واقعي شان براي ازدواج نكردن از دلايل دختران، بيشتر پذيرفتني تر است. طنز پيچيده پديده دراين است كه دليل هر دوگروه براي ازدواج نكردن؛ يكي ولي از دوسوي متضاد است. دختران ازدواج نمي كنند چون استقلال مالي دارند وپسران ازدواج نمي كنند چون استقلال مالي ندارند. ولي اين دليل كه درنهايت براي بسياري، بيشتر يك بهانه است تا دليل، راز اصلي را مي پوشاند. شكل ها و سبك هايي از زندگي فردي و خانوادگي نتيجه اين رازوارگي است و خرده ساختارهاي اجتماعي را برپاكرده كه درآينده، بيشتر ازحالا درسپهر اجتماعي نمايان مي شود. اين پديده مناسبات قدرت درخانواده را نيز عوض كرده و نقش هاي جنسيتي جامعه سنتي را درطيف ها ونسبت هاي گوناگون كمرنگ ساخته. ويژگي مهم اين پديده پيامدهاي دوگانه يا چندگانه آن براي خانواده هايي است كه با بحران تجرد فرزندانشان درگيرند. طنز دوم در اين است كه دليل ازدواج نكردن درگروه هاي درآمدي و اجتماعي گوناگون، يكي است ولي سرگذشت بعدي مجردها در دامنه اي گسترده از فاكت هاي اقتصادي و باورهاي فرهنگي و پرستيژ، به اندازه تفاوت هاي موردي و طبقه اي گوناگون مي شود. اين تفاوت هاست كه گسل تجرد را فعال نگه داشته و آن را به يك سبك زندگي تبديل كرده كه روز به روز جلوه و فريبندگي بيشتري پيدا مي كند. پديده اي كه يك آسيب اجتماعي و نيازمند چاره جويي و راه حل فوري است.

omidndh@gmail.com


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید